تبليغاتX
جاذبه های رشته مهندسی مکانیک

با توليت       :

قطعه سنگ حجيم و بزرگي است كه به شكل مايع در درون پوسته زمين در حركت مي باشد و در طبقاتي از پوسته پيش از رسيدن به روي زمين به حالت جامد در مي آيد .(با توليت نمادي از شكل ويژه پلوتون است ) (پلوتون را ببينيد)

باد پيچنده بالابر - نيروي بالا بر باد      :

مولفه برآيند نيروي باد بر مقطع پره (پروانه) در راستاي عمود بر راستاي سرعت نسبي باد را گويند.

باد در اثر گردش زمين      :

بادي كه تنها از اثر شيب (خيز) فشار و نيروهاي كوريوليس منتج مي شود .

بار پايه         :

آن بخش از درخواستهاي كلي است كه در طي يك دوره مشخص (روز، ماه، سال) بدون تغيير مي ماند.

بار داخلي نيروگاه (بار خدماتي نيروگاهي، بار تجهيزات كمكي نيروگاه)     :

بخشي از ظرفيت يك نيروگاه يا يك مجموعه نيروگاهي است كه بار تجهيزات كمكي مورد نياز را تامين مي نمايد و تلفات ترانسفورماتورهاي مربوط به هر واحد نيز در آن منظور ميشود.

بار گذاري موجي           :

نيروهاي اعمال شده توسط موجها بر سازه هاي شناور و يا نيمه شناوري هستند و طوري محاسبه مي شوند تا پايه اي براي طراحي سازه هايي باشند كه مي بايد در برابر نيروهاي موج ايستادگي كنند .

بار گرما - بار گرمايشي       :

ضايعات گرماي جذب شده توسط آب ، خاك يا اتمسفر است .

بارگيري رويهم      :

فرايندي است كه شامل نگهداشت مواد به جاي مانده از شستشوي قبلي مخزن نفتكش و بارگيري محموله جديد روي آن مي باشد . مواد به جاي مانده قبلي به جاي آنكه به دريا ريخته شود با نفت خام محموله جديد مخلوط شده و تخليه مي گردد.

باز پردازش سوخت     :

بمنظور بيرون آوردن فراورده هاي شكافت هسته و بازيابي مواد بارور و شكافت پذير آن، سوخت هسته اي پس از مصرف در يك راكتور، بازپردازش ميشود.

باز تراكم سازي مكانيكي بخار - تراكم دوباره بخار به روش مكانيكي     :

روشي است به منظور بهره گيري دوباره از گرماي نهان بخار ، به سخن ديگر در دستگاههاي ، تبخير ، بخار كم فشار يا بخار خسته را با متراكم سازي در يك  فرايند همانند ديگر بخار كم فشار يا خبار خسته را با بخار پر فشار مخلوط نموده در يك انژكتور كه دستگاه ((تراكم گرمايش )) ناميده مي شود ، به فشار بالاتري مي رسانند.

باز ساخت       :

فرايندي است (حلقوي كردن - خوشبو سازي و ...) كه به موجب آن بخشهايي از نفت خام سبك پالايش ميشود تا بنزيني كه بطور كلي داراي مواد خوشبو كننده بيشتر و از اينروي داراي درجه اكتاني از ماده اوليه ميباشد، توليد شود.

بازار درجا (بازار آزاد)     :

بازاري است كه در آن تحويل و فروش فرآورده ها در كوتاه مدت انجام مي شود، يعني مقادير حاشيه اي (مازادي) كه مشمول هيچ قراردادي نمي باشند.

بازپرداخت (زمان يا دوره كامل پرداخت بدهيها - زمان بازپرداخت)     :

معيار سودآوري است، و نمايانگر آن است كه در نهايت همه درآمدهاي حاصل از بهره برداري تاسيسات پس از كسر تمام مخارج از جمله مالياتها برابر مبلغ سرمايه گذاري لازم براي خريد، ساخت و راه اندازي همان تاسيسات باشد.

بازتابندگي - باز تابش (ضريب باز تابش)       :

نسبت باز تابندگي از يك سطح به تابش تابيده بر همان سطح را گويند.

 

 

 

يادآوري :

ديگر اصطلاح هاي ويژه چنين اند : باز تابندگي ويژه (بخشي از تابش خورشيدي بازتابيده شده در يك طول موج معين) و ضريب بازتابش (ميانگين باز تابندگي ويژه بر فراز يك منطقه (ناحيه) با طول موج مشخص كه توسط توزيع تابندگي در طيف خورشيدي سنجيده ميشود).

بازتابنده     :

1-      بخشي از يك راكتور است كه در نزديك هسته راكتور و يا در محيط انجام واكنشهاي زنجيري - هسته اي جاي گرفته است تا برخي از نوترونهاي فراري را منعكس ساخته و سپس به درون قلب راكتور يا محيط واكنش زنجيري باز بتاباند.


   2-  به يك ماده يا مقداري از ماده گويند كه تابش نوترونهاي فرعي را باز مي‌تاباند.

بازده بتز    :

نسبت بازده توان در محور توربين بادي به بيشينه (ماكزيمم) توان موجود نظري است كه بر طبق قاتون بتز محاسبه ميشود (قانون بتز را ببينيد).

بازده تبديل در چرخه تلمبه ذخيره اي (شاخص تلمبه ذخيره)     :

برابر است با نسبت انرژي الكتريكي به دست آمده از راه تلمبه زني (پمپاژ) به انرژي الكتريكي مصرف شده در زمان تلمبه زني (پمپاژ) مربوط به همان مقدار آب تلمبه شده در طي يك چرخه.

بازده جمع كننده    :

نسبت مقدار انرژي واقعي بازيابي شده از يك جمع كننده در يك زمان مشخص به مقدار انرژي خورشيدي تابيده شده برروي سطح جمع كننده در همان زمان ميباشد.


يادآوري :

هر جمع كننده در عمل داراي لختي (اينرسي) گرمايشي ميباشد از اينروي محاسبات بازده بر پايه داده هاي ثبت شده در يك دوره زماني و با شرايط ثابت انجام مي گيرند (داده هاي آب و هوا، دماي جمع كنند).

بازده نوري باتري خورشيدي     :

نسبت تابش آفتاب بر بخش حساس نور يك باتري خورشيدي به آفتاب تابيده شده بر كل سطح باتري را گويند

بازده يك باتري خورشيدي       :

نسبت توان پيك توليدي يك باتري خورشيدي به ميزان تابش آفتاب تابيده شده بر سطح باتري در شرايط استاندارد AM1  در 300 درجه كلوين مي باشد (مگر آنكه مورد ديگري مشخص شده باشد ) .

بازدهي جرمي     :

مقدار فراورده مفيد به دست آمده از هر بار معدنكاوي است كه به درصد مواد كاني بر پايه وزن بيان ميشود. بازدهي جرمي ميتواند آمادگي اختصاصي عمليات يا آمادگي كامل تاسيسات را در جمع نشان دهد.

بازيابي اوليه     :

نفت يا گاز توليدي در اثر رانش طبيعي دروني انباشتگاه است كه وابسته به اختلاف فشار درون مخزن و كف حلقه چاه نفت ميباشد. جريان نفت به سطح زمين ميتواند بصورت طبيعي (چاه جاري) يا به كمك تلمبه مكانيكي (چاه تلمبه اي) انجام گيرد.

بازيابي پلوتونيوم      :

به بازيابي پلوتونيوم در بازپردازش سوخت تابش ديده گفته ميشود.

بازيافت انرژي        :

بازيابي انرژي بازمانده اي كه ، پس از تكميل يك فرايند ويژه ، براي كاربري در همان فرايند يا كاربري در فرايندي ديگر قابل دسترس مي باشد .

بازيافت انرژي مكانيكي      :

بازيابي شكلي از انرژي مفيد مكانيكي كه در غير اينصورت هدر خواهد رفت . مانند : ترمز باز زاينده ، به كارگيري توربين انبساطي به جاي شير فشار شكن در يك شبكه انتقال و توزيع گاز .

بازيافت گرماي بازمانده     :

به دام اندازي و بهره وري از بخشي از گرماي توليدي براي يك فرايند ويژه كه در همان فرايند مصرف نمي شود و به صورت يك منبع گرمايش قابل بهره برداري مي ماند

يادآوري : براي بازيابي گرماي بازمانده دو حالت ويژه وجود دارد.

بازيابي گرماي لجن كف ( بازيافت گرماي محسوس آب تخليه كه به طور مرتب از زيرترين بخش ديگ بخار رها مي شود تا آب ديگ را از لجن و مواد جامد نا محلول خالي كند) و بازيابي گرماي بخار با فشار كم (بازيافت بخار توليدي كه از فرايند آب داغ به دست مي آيد هنگاميكه فشار لازم براي نگهداشت آب داغ در دمايي بالاتر از 100 درجه سلسيوس يا 373 درجه كلوين ناگهان پايين مي افتد .

باكتريهاي گرمازي (اخت با محيط گرم، دوستدار محيط گرم)   :

آن دسته از باكتريها هستند كه در دماي بالاتراز محيط (50C=<T يا 323K=<T )  با بر پايه ديدگاههاي ديگر (68C=<T يا 341K=<T ) فعالند. اين باكتريها در تلاشي تركيبهاي پليمري (مانند بافتهاي چوبي) موجود در برخي از انواع معين بيوماس نخستين به ويژه چوب بكار گرفته مي شوند.

يادآوري :

باكتريهاي گرمازي براي بهبود بخشيدن به عملكرد و كاهش هزينه هاي فرايندهاي سنتي كه معمولا توسط باكتريهاي معتدل زي انجام مي گيرد نيز بكار گرفته ميشوند.

باكتريهاي معتدل زي (اخت با محيط معتدل، دوستدار محيط معتدل)   :

آن دسته از باكتريها هستند كه در دماي نزديك به دماي محيط   T<=380K   يا T<=35C   فعالند. اين باكتريها عوامل اصلي تبديل براي بيوماس دومين (ثانويه) مي باشند.

بالش گاز - گاز بالش       :

مقدار گاز مربوط به انباشتگاه گاز زير زميني است كه هزگر قابل بازيابي كامل نميباشد.

بحراني    :

يك نظام (محيط راكتور) هنگامي بحراني است كه ضريب موثر آن برابر با يك ميباشد.


يادآوري :

محيط يك راكتور هسته اي هنگامي بحراني است كه مقدار توليد نوترون در آن به دسترسي برابر با مقدار ناپديد شدن نوترون باشد.

به جز در مورد منابع نوترون ساز كه شدت توليد نوترون در آنها مستقل از ميزان توليد نوترون از شكافت هسته ميباشد.

بخش فوقاني معدن - سرچاه     :

محوطه‌اي است كه تاسيسات مورد نياز براي كار در كانسار برروي آن جاي مي‌گيرد، اين محوطه شامل : دستگاه موتور دار سيم بوكسل به منظور تامين نيرو براي بالا كشيدن بالابرها و قفس‌ها (صندوقه ها)، بر جك هدايت سيم بوكسل همراه با چرخ دنده‌ها براي هدايت سيمهاي بكسل، سكوي فرود در جائيكه تجهيزات بارگيري  و بارگذاري قفس ها جاي گرفته اند ، تجهيزات برقي ، تراكم سازها (كمپرسورها)، هواكشها، رختكنها، دوشها، انبار چراغ، فروشگاهها و كارگاههاي تعميراتي، مي‌باشد.

بخشهاي مصرف    :

دسته هاي كاربران انرژي پاياني به طور معمول به بخش صنعت(جز خود صنعت انرژي) و بيشتر به مصرف كننده هاي صنعتي عمده به ويژه متالورژي يا ذوب فلز (صنايع آهن و فولاد و فلزهاي غير آهني)، شيميايي، پتروشيمي و ديگر صنايع بخش بازرگاني و بخش خدمات (بازرگاني و صنايع خدمات)، بخش هاي عمومي و كشاورزي (مانند شيلات، شكار - جنگلداري)، بخش خانه داري (يا بخش مسكوني، بخش خانگي) و بخش ترابري رده بندي مي شوند.

يادآوري 1 :

بخش ترابري همه عمليات ترابري را دربر مي گيرد حتي همه آنچه را كه به صنايع، خدمات، بخش عمومي، بخش كشاورزي، بخش خانگي وابسته باشد، يعني همه جابجائيهاي افراد يا كالاهائيكه به حساب خود يا به حساب شخص ديگر (سوم) باشد. محموله برهاي دريايي (كشتيهاي باري) در اصل جداي از بخش ترابري در نظر گرفته مي شوند.

يادآوري 2 :

رده بندي بخشها مي تواند از يك تراز(نامه) انرژي به تراز(نامه) ديگر متفاوت باشد.

بده (دبي) تخليه آب (آب ورودي - جريان آب ورودي)       :

حجم آب جريان يافته از ميان يك مقطع در واحد زمان را گويند، اصطلاح ((جريان عبوري از يا جريان از ميان گذر)) بطور مشخص تري متناسب با مقاطع اتصال داده شده مي باشد.

بده مفيد (جريان ورودي موثر)   :

آن بخش از جريان آب ميباشد كه پس از كاهش حقا به ها (مصرف نيازها) و افت هاي پرهيز ناپذير، براي توليد برق در دسترس ميباشد.

بر هم خوردگي زمين ( فرسايش زمين)       :

انجام كارهاي تخريبي ( خاكبرداري) يا انباشت اضافي (خاكريزه) روي سطح طبيعي زمين را در بر مي گيرد با توجه ويژه ايكه در اين مورد مي بايست به فعاليتهاي معدنكاوي روباز داشت .

برانگيختگي - چاه انگيزي - تحريك چاه       :

روشي است براي توليد بيشتر از سازندها يا چينه هاي زيرين چاه و رسيدن به آن با ايجاد يك منطقه ساختگي (مصنوعي) در نزديكي چاه كه حركت سيال در آن آسانتر و روانتر انجام شود. خواه آنكه نفوذ يا تراوايي در سازندها يا چينه هاي زير زميني افزايش و يا گرانروي (غلظت) سيال كاهش داده شود.

ياد‌آوري :

در ميان روشهاي گوناگون برانگيختگي به مثالهاي زير مي توان اشاره نمود : خرد كردن سنگهاي مخزن در نزديكي چاه (خرد سازي به روش هيدروليكي يا انفجار زير زميني) و تزريق اسيد براي بهبود بخشيدن به ويژگي تراوايي در چينه هاي زميني (اسيد زني)

برچيدن سازه هاي دريايي (دور از ساحل)      :

اين اجبار ناشي از مقررات جهاني درباره پياده نمودن سازه هاي متروك دور از ساحل است.

برچيدن مركز (توليد) انرژي     :

انجام كارهايي است كه شامل متوقف كردن هميشگي يك مركز توليد انرژي مي باشد :

-          خواه در پايان عمر سودمند آن

- يا پس از يك حادثه

- يا به علت فني يا اقتصادي (جايگزيني يك شكل انرژي به كار برده شده با شكل انرژي با صرفه

تر، كنار گذاشتن يك زمينه فني و موارد ديگر آن)

-          يا به دلايل حفظ محيط زيست (زيستگاه)، ايمني، برنامه شهر سازي و موارد همانند.

يادآوري :

پس از برچيدن نهايي تاسيسات انرژي ممكن است :

-          تاسيسات انرژي ديگري جايگزين گردد.

- يا پياده كردن تاسيسات براي پاكسازي محل، انجام گرفته باشد.

برچيدن يك نيروگاه هسته اي    :

انجام كارهايي است كه شامل متوقف سازي هميشگي بهره برداري از يك نيروگاه هسته اي مي باشد كه خواه در پايان عمر سودمند آن، و يا در نتيجه بروز يك حادثه انجام گيرد (طبق موافقت نامه هاي پاريس و وين تعهدهاي مدني در صورت بروز يك حادثه هسته اي).



يادآوري 1 :

مراحل گوناگون برچيدن مي تواند به روال زير باشد :

أ‌)        قرنطينه كردن

اقدامي است موقت و تاخيري كه پيش از آغاز عمليات نهايي، پرتوزدايي را كاهش مي دهد. اين عمل عبارت است از برداشتن همه اجزاء پرتوزا كه مي توان به آساني آنها را پياده كرد. در اين مدت رعايت ضوابطي بسيار دقيق از جمله قفل كردن و جوش دادن همه درهاي ورودي براي جلوگيري از ورود افراد غير مجاز به مركز هسته اي لازم خواهد بود. مرحله بعدي رسيدن به يكي از دو مرحله ديگر مي باشد كه در بندهاي ((ب)) و ((ج)) شرح داده شده اند.

ب‌)    تدفين

رسيدن به اين مرحله هنگامي است كه مي بايست بخش هاي آلوده شده نيروگاه براي هميشه دسترس ناپذير شوند. اينكار با بكارگيري روشهاي ويژه براي پياده كردن قطعات مختلف  و پوشاندن بخشهاي به جاي مانده، توسط موادي مانند بتون مسلح، انجام مي گيرد.

ج) پياده سازي

هنگام رسيدن به اين مرحله همه بخشهاي آلوده با كمك تجهيزاتي كه در پس ديوارهاي محافظ از دور فرمان مي گيردند، پياده مي شوند و همه محل پاك و به كلي پرتوزدايي مي گردد.

يادآوري 2 :

از ديدگاه نظري، رسيدن به مرحاه (ج) بدون رسيدن به مرحله هاي (آ) و (ب) ممكن مي باشد ولي در عمل، رسيدن به مرحله هاي (ب) و (ج) بسته به اين است كه در پايان، محل به چه كاري خواهد آمد.

برداشت گاز طبيعي (استخراج گاز طبيعي)      :

بكار گيري دانش فني صنعتي براي بيرون آوردن گاز طبيعي از مخزن به سطح زمين ميباشد.

بررسي انرژي      :

روش منظم تشخيص و حسابرسي براي مسيرهاي (جريانهاي) انرژي در درون يك مجموعه صنعتي ويا هر مجموعه انرژي بر ديگر است.

تحليل جريانهاي انرژي، در رابطه با توليد كالاها و خدمات به كار گرفته مي‌شود.

بررسي دانه بندي (ابعاد)      :

سنجش اندازه و پراكندگي (توزيع) ذرات در يك توده متشكل از دانه هاي ريز را مي گويند.

يادآوري :

روشهاي اصلي بررسي دانه بندي عبارتند از : آزمايش به كمك ريزبين (ميكروسكوپ)، تحليل از راه غربال كردن و جدا سازي دانه ها از راه شستشو.

 

برش - قطع     :

مواد تقطيري بدست آمده در ميان دو دماي مفروض در روند يك عمل چكيده گيري را برش يا قطع (تقطيع) مي نامند.

برق تحويلي (انرژي خالص)     :

برق سودمندي است كه به شبكه عرضه ميشود.

برق توليدي (انرژي ناخالص)     :

برق توليدي است كه در پايانه يا سرسيمهاي خروجي ژنراتور اندازه گيري ميشود.

برگشت آب تقطيري ( آب تعريفي)      :

روشي است براي به دام اندازي (گردآوري) آبهاي پديدار شده از ميعان بخار مصرفي نيروگاهها ، فرايند گرمايش ، گرمايش محيط و ديگر موارد ، وبازگرداني آنها به ديگ بخار به عنوان آب تغذيه مي باشد .بدين ترتيب مي توان از گرماي محسوس (موجود) در آب تقطير شده استفاده نمود و در هزينه تهيه آب تغذيه نيز صرفه جويي كرد.

برگشت سرمايه گذاري      :

معيار سودآوري است كه نشان دهنده نسبت درآمد سالانه (فروش منهاي هزينه هاي بهره برداري) به سرمايه استهلاك پذير مي باشدو از اين رو پيش از پرداخت ماليات اعمال مي گردد. با گسترش دامنه آن، اين معيار پس از پرداخت ماليات هم اعمال مي شود و مفهوم متقابل دوره باز پرداخت را دارد.

برنامه بار گرما     :

برنامه اي است كه بار دهي گرما به آب ، خاك و هوا را در شرايط موجود و در آينده ، به منظور حفظ تعادل زيستي ، بيان مي كند .

برنامه تنظيمي گرمادهي و تهويه مطبوع       :

كنترل ( فرمان و پايش ) خودكار سيستم گرمايش و تهويه مطبوع در يك خانه يا ساختمان طبق برنامه اي كه از پيش طرح شده باشد به طوريكه ساكنان به هنگام حضور از شرايط لازم رفاهي برخوردار باشند ، در حاليكه در ساير اوقات بار مصرف گرمايش  و تهويه مطبوع كاهش يابد .

برنامه ريزي حفظ محيط زيست - نگهداري با برنامه محيط زيست     :

معيارهايي هستند كه به هدف ايجاد يك محيط زيست سالم با برنامه ، و يا بازسازي يك محيط زيست طبيعي كه مي بايست حفظ شود ، به كار گرفته مي شوند .

برون خط (خط خاموش) - بيرون از خط    :

بهره برداري از يك واحد كه زير كنترل مستقيم يك واحد مركزي پردازش كامپيوتري نمي باشد.



يادآوري :

از اين اصطلاح در بيشتر جاها چنين دريافته مي شود كه مفهوم زيرين را دربردارد :

- فرايند ناپيوسته يا فرايند ناپيوسته از راه دور

برونداد تبديل (بروندادهايي پس از واگرداني)     :

فراورده اي اشتقاقي به صورت برونداد است كه از يك كارخانه تبديل يا واگردان ساز به دست مي آيد.

برونيابي - استقرا     :

تعميم زماني از يك مبناي مشخص توسط تصويري ساده يا از راه كاربرد يك فرمول اشتقاقي و يا به كمك داده هاي به دست آمده از بهترين قضاوتهاي ممكن،‌ را گويند.

بزرگترين رويداد تصوير شدني - بدترين حادثه امكان پذير     :

بدترين رويداد در يك راكتور يا يك تاسيسات انرژي هسته اي خواهد بود كه، بر پايه توافق، لازم است تا در مرحله طراحي و به هنگام محاسبه پيش گيريهاي حفاظتي براي آن در نظر گرفته شده باشد.

بلند مدت     :

دوره اي به اندازه كافي طولاني كه هم اجازه افزايش ظرفيت را بدهد و هم چنين فرصت دگرگونيهاي چشمگير و مؤثر در توليد و مصرف را امكان پذير سازد . يادآوري : ارقام دقيقي كه مربوط به زمانهاي گوناگون پيش بيني باشند ، در دسترس نيستند زيرا اين ارقام مي توانند از بخشي به بخش ديگر و يا كشوري به كشور ديگر تفاوت نمايد .

بلوك      :

مجموعه‌اي است كه از پانل (بلوكهاي استخراجي) وابسته در رگه‌هاي زغال كه روي يكديگر قرار گرفته‌اند.

بند با دريچه متحرك (با دريچه فرازبند، با شيرهاي سوزني، با دريچه هاي شعاعي، با دريچه هاي فرازبند آبگيري، با دريچه هاي يكسويه)   :

سدي است با دستگاههاي متحرك كه اجازه مي دهد تراز آب كنترل شده، و جريان آن طوري تنظيم ميشود كه با باز شدن دريچه هاي متحرك سيلابها تخليه شوند.

بند جزر و مدي    :

سازه اي است كه در عرض يك خور يا خليج كوچك براي نگهداري آبهاي جزر و مدي ورودي  به حوضچه يا حوضچه هاي ايجاد شده از يك سو و مسير آبهاي بالا رونده از مدخل خليج يا ساحل از سوي ديگر ساخته مي شود . اين بند را مي توان به شيوه اي ساخت كه دو چرخه جداگانه داشته باشد تا بدينوسيله انعطاف پذيري بيشتري در بهره برداري از انرژي جزر و مدي فراهم آيد .

بنزين (بنزين موتور، جان موتور)       :

ماده نفتي تقطيري پالايش شده اي است كه بطور معمول و در حدود 30 تا 220 درجه سلسيوس مي جوشد و در اثر تركيب با افزودنيهاي ويژه بعنوان سوخت موتورهاي درون سوز جرقه زن بكار مي رود. به سخن بيشتر اين اصطلاح براي فراورده هاي ديگري كه در اين حدود مي جوشند نير كاربرد دارد. تركيب ها و ويژگيهاي آن بستگي به ويژگيهاي استاندارد ملي در هر كشور دارد.

در تعريف ديگر (در آمريكا) : به سوخت مصرفي موتورهاي درون سوز جرقه زن گفته مي شود كه شامل فراورده هاي پالايشي در رده بنزين هستند و با نام بنزين موتور عرضه مي شوند بدون آنكه فرايند بيشتري را (به استثناي مخلوط سازي) بپيمايند.

بنزين ويژه - بنزين سفيد     :

فراورده اي تقطيري است كه ميان بنزين و نفت سفيد قرار دارد. بنزينهاي ويژه بطور عمده بعنوان حلال مصرف ميشوند. سرعت تبخير آنها، كاربردشان را مشخص مي‌سازد. از اينروي رده بندي اين فراورده طبق محدوده تقطير يا چكيده گيري آن (30 تا 200 درجه سلسيوس) انجام مي گيرد. بنزينهاي ويژه (سفيد) بعنوان حلالهاي بسيار نيرومند با رده تقطير از 135 تا 200 درجه سلسيوس تهيه ميشوند.

بنزين هواپيما (بنزين سفيد)      :

بنزيني است كه بطور اختصاصي براي موتورهاي پيستوني هواپيما تهيه مي شود، اين بنزين داراي اكتان مناسب براي اين نـوع موتـورها بـوده (تــغييرات عدد اكتان 145 - 80 ) و نقطه انجماد (يخ بستگي) آن 60- درجه سلسيوس ميباشد.

بودار سازي گاز      :

افزودن مايعي از مواد شيميايي بصورت بخار در گاز سبب ميشود كه وجود گاز با بوي ناهنجارش تشخيص پذير گردد. اين كار مي تواند در چارچوب يك مقررات قانوني انجام گيرد.

بوسنجي (شامه سنجي)     :

شامل اندازه گيري شدت و پايداري بو مي باشد.

به حال نخست بر گرداندن ( زمين و آبها)     :

واگرداني يا تبديل سرزمينها (زمينها وآبها) ، پس از آنكه بهره برداري بازرگاني از آنها براي اهداف انرژي به پايان رسيده باشد ، به سرزمينهاي آباد ،آبها ، جنگلها و يا ديگر منظورهائيكه از ديدگاه اقتصادي سودمند باشند . اين مرحله مي تواند شامل آباد سازي و دوباره كشت بعدي نيز بشود .

بهره برداري (استخراج) (از يك حوزه / زغال / كانسار زغال)    :

همه كارهايي است كه به استخراج زغال از كانسار، آوردن آن به سطح زمين و آماده سازي آن براي عرضه به بازار وابسته ميباشد.

بهره برداري از نيروگاه جزر و مدي براي بار بيشينه   :

به كاربري وسايلي است براي انباشت آب اضافي در يك طرح جزر و مدي ، براي آنكه به هنگام رويارويي با بار قله بتواند در تامين نياز شبكه در چارچوب يك برنامه ، سهيم باشد .

بهره برداري به هم پيوسته      :

بهره برداري مشترك از دو يا چند شبكه ترابري و پخش (انتقال و توزيع) انرژي مي باشد. اين نوع بهره برداري نياز به توافق هايي اقتصادي و فني درباره فشار، ولتاژ، بسامد (فركانس)، فاز و ساير فراسنج هاي مورد نياز براي مديريت شبكه دارد. اين تعريف در بهره برداري موازي (همروند) دو يا چند شبكه نيز صادق است.

 

بهره برداري جداگانه      :

شبكه توليدي مستقلي كه به شبكه هاي مجاور متصل نباشد.

بهره گيري از روشهاي آماري در بررسي مسائل اقتصادي - اقتصاد سنجي      :

شاخه اي از دانش اقتصاد است كه در آن فرضيه ها در چارچوب رياضيات فرمول بندي و به طور آماري آزمون مي شوند. هدفهاي آن عبارت از آزمون تجربي مدلهاي نظري و به همان روال اشتقاق مفهومهاي كميتي (مقداري) درباره بهره برداري يا عملكرد سر جمعهاي اقتصادي است.

بهره وري از انرژي    :

دستيابي به انرژي سودمند و مفيد از انرژي عرضه شده را گويند .

بهم پيوستگي     :

شامل پيوستگي يك يا چند خط ميان دو يا چند شبكه يا (سيستم) يا بخشهايي از شبكه ها (يا سيستمها) و تجهيزاتي است كه براي اين پيوستگي‌ها مورد نياز ميباشد.

بي نظمي زمين گرمايي - نا به ساماني زمين گرمايي    :

انحراف آشكار از شيب دماي زمين - گرما ، يا انحراف جريان شار گرما از مقادير ميانگين مي باشد .

بيشترين تمركز مجاز پرتو      :

سطح تمركز پرتوزايي يك هسته ويژه موجود در هوا، آب يا خوراك را گويند كه آيين نامه هاي رسمي و قانوني، آن را بعنوان بيشترين ميزان مجاز در نظر گرفته است، تا اين ميزان اثر زيانباري براي تندرستي انسان ايجاد ننمايد.

بيشترين توان توليدي    :

بيشترين مقدار برونداد (توان خروجي) يا باري است كه براي يك دوره زماني معين مي تواند پايدار باشد.

بيشترين جريان مفيد (جريان گنجايش نيروگاه بيشترين دبي، بيشترين جريان عبوري، بيشترين جريان بهره برداري)     :

بيشترين ميزان آب جاري است كه كل يك نيروگاه برق آبي در يك بهره برداري پيوسته، بتواند آنرا مصرف نمايد.

بيشترين دوز معادل مجاز       :

بزرگترين مقدار دوز معادل دريافتي در يك زمان معين است كه توسط يك كميته رسمي مجاز شناخته ميشود، به فرض اينكه احتمال هيچگونه آسيب رساني بدني و ژنتيكي وجود نداشته باشد. رده هاي

مختلف بيشترين دوز معادل مجاز (MPDE)

را مي توان براي گروههاي مختلف در درون يك جمعيت تنظيم نمود. اين اصطلاح بيشترين دوز مجاز نيز ناميده ميشود (MPD).

 

بيشترين ظرفيت - گنجايش بيشينه      :

در مورد يك واحد يا يك نيروگاه گرمايشي (حرارتي) بيشينه گنجايش برابر است با بيشترين توان كه در شرايط بهره برداري پيوسته مي تواند توليد شود، در حاليكه همه واحدهاي نيروگاهي در كارند و ذخيره هاي سوخت نيز با كيفيت مناسب وجود دارد. در مورد يك نيروگاه آبي، توان بيشينه توليدي، تواني است كه در سرتاسر يك دوره معين بهره برداري، توليد ميشود در حاليكه همه واحدهاي نيروگاهي در كار بوده، جريان و ارتفاع آب نيز در اندازه بهينه خود ميباشد.

بيشترين ظرفيت (گنجايش) خروجي (برونداد خالص : ظرفيت خالص خروجي : گنجايش برونداد بيشينه)    :

گنجايشي است كه در نقطه ورودي به شبكه اندازه گيري ميشود.

بيل معدنكاو - دستگاه حفار - بيل مكانيكي     :

دستگاهي است كه در معدنكاوي در سطح براي كندن و بارگيري سنگها (مواد كاني جامد، مواد پوشان) يا ديگر مواد يكپارچه بزرگ (حجيم) به كار مي‌رود. انواع دستگاههاي حفاري شامل : دستگاه حفار با بيل چرخنده (ماشين بارگيري چرخشي) حفار با سطل و زنجير يا سطل نردباني (ماشين بارگيري نردباني) بيل مكانيكي،‌ حفار با بيل كششي و گونه‌هاي ديگر، ميباشند.

بيمه آلودگي درياها (دور از كرانه ها)       :

بيمه اي است در برابر خطر آلودگي برروي آبهاي دور از كرانه ها (در درياها)، كه ميان شركتهاي نفتي و كشتي داران در چارچوب ساختارهاي گوناگون تعهد مي شود.

بيو گاز - گاز سبز     :

سوخت گازي است كه از راه تخمير غير هوازي بيوماس به دست مي آيد.

بيوسفر -زيست كره - زيست سپهر      :

بخشي از زمين است كه زيستگاه جانداران مي باشد (جايي كه وجود گياهان ، جانوران زنده و جانداران ذره بيني در آن چيرگي دارد) زيست - كره شامل پايين ترين بخش هوا سپهر (اتمسفر يا جو ) ، آب - كره و بخشي از خاك سپهر يا سنگ - كره مي باشد .

بيوماس (انبوهي از ريز زنده گياهي و جانوري)      :

به هر ماده آلي غير فسيلي با منشاء حياتي كه بخشي از آن يك منبع انرژي زاي قابل بهره برداري را تشكيل دهد، بيوماس گويند. هر چند اشكال گوناگون انرژي بدست آمده از بيوماس را هميشه بعنوان انرژي ((تجديد پذير)) به شمار مي آورند ولي نرخ تجديد پذيري آنها متفاوت است. اين نرخ به چرخه هاي فصلي يا روزانه شار خورشيدي (ميزان تابش آفتاب)، تغييرات ناگهاني آب و هوا (ويژگيهاي اقليمي)، روند يا چرخه رويش گياه بستگي دارد و مي تواند بعلت بهره برداري گسترده دچار آسيب شود. به هر روي از ديدگاه آمار مي توان آنها را در روند ساليانه تجديد پذير به شمار آورد. در پاره اي از كشورها بيوماس بعنوان يك منبع انرژي زا به شاخه هاي بيشتري تقسيم ميشود.

بيوماس دومين (ثانويه)    :

به پس مانده هاي بيوماس گفته ميشود كه پس از توليد الياف گياهي (فيبر)، خوراك و ديگر فراورده هاي كشاورزي بجاي مي ماند و يا به بيوماس فراورده هاي فرعي كه از دامداريها و يا پس مانده هاي صنايع خوراكي (غذايي) كه بيشتر از نظر فيزيكي و نه از نظر شيمايي بهبود يافته باشند اطلاق مي گردد، براي نمونه مي توان از مواد دور ريختني حاصل از صنايع كشاورزي و صنايع جنگلداري (چوب بري)، كوره هاي جانوري، هرز آبها و ديگر موارد نام برد كه در هر يك امكان انرژي زايي وجود دارد.

يادآوري :

تمايز اشاره شده در بالا ميان بيوماس نخستين و دومين (اوليه و ثانويه) تنها بر پايه عوامل اقتصادي است، در دانش زيست محيطي اين اصطلاحها به شكل ديگري تعريف شده اند. همچنين مي توان انواع گوناگون بيوماس را بر پايه طبيعت جزء اصلي تشكيل دهنده آن رده بندي نمود. مانند بيوماس سلولز چوبي، بيوماس گلوسيديك يا قندي(سلولز ، نشاسته و ديگر قندها) ، بيوماس ليپيديك يا چربي . در اين روش (رده بندي) ضمن تعيين فراورده هاي برونداد (خروجي يا حاصله)، نوع تجهيزات پردازنده و روشهاي كاربردي آنها را نيز تعيين مي نمايد. به درستي رده بنديها و تعريفهاي زيرين مي توانند به نقطه نظرهاي مختلفي بستگي داشته باشند. ولي در اينجا تنها مفهومهايي كاربرد دارند كه بيشترين پذيرش همگاني را در پي داشته اند.

بيوماس نخستين (اوليه)   :

گياهاني با رشد سريع را مي گويند كه يا بطور مستقيم انرژي زا هستند و يا پس از طي فرايندهاي تبديل (واگرداني) براي توليد انرژي آماده ميشوند.
+ نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 10:0 قبل از ظهر