ابر رسانا :
رسانايي است كه مقاومت الكتريكي آن ناچيز ميباشد.
يادآوري :
با توجه به دانش فني امروزين، ابررسانايي موردي غايي از پديده اي است كه در آن كاهش دماي فلزات تا دماي عادي (اتاق)، مقاومت برقي آنها را نيز كاهش مي دهد. برخي از رساناها داراي دماي بحراني هستند، بطوريكه در دماي كمتر از دماي بحراني مقاومت رسانا صفر ميشود، به سخن ديگر در اين هنگام به يك ابر رسانا تبديل ميشود.
به كارگيري دانش فني ايجاد سرما در مهندسي برق، براي پديد آوردن شرايط مناسب ابر رسانا سازي، باعث ميشود تا ابعاد تجهيزات برقي به ميزان چشمگيري كاهش يابند.
اتاق تفتال - محوطه تفتال :
انباشتگاه تفتال در پوسته زمين را نامند .
اتاق فرمان (اتاق پايش و فرمان - اتاق كنترل) :
اتاقي است كه در آن تابلوهاي كنترل و فرمان نصب هستند.
اتحاديه صاحبان صنايع همانند (كارتل) :
توافق ميان موسساتي است كه به طور قانوني و عموماّ از نظر مالي مستقل اند ولي توانايي اثر گذاري بر شرايط توليد و بازار مصرف را در راستاي محدود سازي و يا حتي از ميان برداشتن رقابت دارا هستند. كارتلهاي گوناگوني وجود دارند : كارتل هاي قيمت،كارتل براي محدود نمودن توليد و مواردي همانند.
اثر پينچ :
بهم فشردگي (تراكم ) ستوني از پلاسماي حامل جريان مي باشد كه توسط ميدان خود-آهن رباي بيروني پديدار شده باشد.
يادآوري:
بسته به راستاي ميدان آهن ربايي ، اثر پينچ را مي توان (( اثر پينچ خطي )) و يا ((اثر پينچ تتا)) ناميد .
اثر سمي گزنون (اثر گاز گزنون) :
در اثر جذب نوترون توسط گزنون 135 كه يك فراورده شكافت هسته و يك سم هسته اي است، واكنش پذيري كاهش مي يابد.
اثر گلخانه اي :
اثري است كه به موجب آن تابش پرتوهاي فرو سرخ (براي نمونه گرما) دريافتي از قرص خورشيد توسط يك بدنه جذب شده و در زير يك پوشش شيشه اي يا ديگر مواد كه براي بازتابش هاي فرو سرخ با طول موج بزرگتر از 2/5 ميكرومتر كدر ميباشد، به دام مي افتند (بدين ترتيب از تلفات گرماي تابشي جلوگيري ميشود). اين پوشش براي طول موج ديگر پرتوهاي خورشيدي شفاف است. در خلاء نيمي از انرژي جذب شده دوباره بسوي فضاي بسته باز تابيده ميشود.
يادآوري :
براي اثر گلخانهاي كه هوا، گاز كربنيك وافزايش احتمالي دماي سطح زمين موجب آن هستند (اثر گلخانه اي گاز كربنيك مراجعه نماييد ).
اثر همجواري (اثر سايه اي، اثر سپري) :
كاهش توان يك توربين بادي است در اثر همجواري با يك يا چند توربين بادي ديگر كه در فاصله هايي معين از آن قرار دارند.
اجاره داري :
پيماني است كه به موجب آن دارنده يك حق معدنكاوي (اجاره يا امتياز) همه يا بخشي از بهره وري را در قبـال دريافت حق امتياز به شخص سوم وا ميگذارد.
اجاق خوراكپزي (بهينه شده) :
وسيله اي است كه براي پختن خوراك و گاهي نيز براي گرم كردن محوطه در كشورهاي در حال پيشرفت به كار مي رود . اجاقهاي (بهينه شده) طوري طراحي شده اند تا بازده بهره برداري از سوخت سنتي (مانند چوب ، زغال چوب ، ضايعات كشاورزي مانند كاه و چيزهاي ديگر ) را بهبود بخشند .
يادآوري : شكل اين اجاقها در پي مطالعه و بهينه كردن شكلهاي سنتي به دست آمده كه در مناطق گوناگون كاربرد داشته اند . جنس به كار برده شده بيشتر در محل و يا منطقه موجود بوده و يا تهيه گرديده و عموما به دست پبشه وران محلي ساخته مي شوند.
احتراق (سوختار) :
واكنش شيميايي گرمازاست كه به منظور توليد مستقيم گرما انجام مي گيرد .
احتراق روي بستر بادافشان (جهنده) :
در اين روش احتراق سوخت مايه همراه با ذرات ناسوزا توسط هواي احتراق كه از بستر رو به بالا جريان مي يابد در حالت معلق نگاهداشته مي شود. ذرات ناسوزا معمولا خاكستر زغال يا يك ماده پذيرنده گوگرد مانند سنگ آهك ميباشند.
احياء دوباره - آباد سازي دوباره( زمين و آب ) :
اقدامات انجام گرفته بر روي سرزمينهايي (زمينها وآبها) است كه در گذشته براي هدفهاي انرژي بهره برداري مي شدند و براي كارهاي كشاورزي دوباره مناسبند .
احياي كربني :
بهره گيري از مادهاي كربن دار جامد يا گازي شكل براي احياي اكسيدهاي فلزي است.
اختر سازي - دستگاه اختر سازي :
يك تله آهن ربايي چنبره اي ( پيچ در پيچ ) است كه به طور كلي با جايگيري رساناها (هاديهائي ) در گرداگرد برجستگيهاي يك ستون يا ساقه پديدار مي شود . رساناها را مي توان به شكل سيم پيچي هاي مارپيچ دور لوله ساقه به طرزي پيچيد تا ميدان آهن ربايي پديدار شونده با توجه به لوله ساقه شامل دو بر آيند مايل و افقي باشد.
يادآوري:
در اين نوع از شكل گيري ، ميدان آهن ربايي كه در اثر جريانهاي موجود در پلاسما پديدار مي شود ، بسيار ضعيف تر از ميدان آهن ربايي محصور ساز مي باشد .
اختيار (اجازه) :
از اصطلاحهاي اداري و پيماني (قراردادي)
تصميمي است اداري كه چون درخواست كننده شرايط فروش تعيين شدهاي را بپذيرد، به نامبرده اعطا ميشود.
يادآوري :
در مورد انرژي هستهاي، در بيشتر جاها تمايزي ميان اجازه ساختگاه (تصويب طرح براي يك نيروگاه هسته اي در يك ساختگاه معين) اجازه ساختمان (تصويب اقلامي كه براي ساخت نيروگاه مورد نظرند و اجازه بهره برداري (تصويب براي راه اندازي پس از بازبيني و بازرسي كارهاي ساختماني انجاام شده) وجود دارد.
اخطار و سيستم هشدار دهنده :
اين تجهيزات طوري طراحي مي شود تا هنگام رويدادهاي ناخواسته در حال بروز يا پديد آمده، اعلام خطر كند.
يادآوري :
اين اخطارها (علائم) مي توانند ديداري (چراغهاي سبز و قرمز كه روشن يا خاموش مي شوند) يا شنيداري (بوق - سوت) باشند و هنگامي كه از حدي بگذرند به صورت قطع و وصل عمل نمايند. ميزان اين حد تا آنجا كه ممكن است بايد روي تجهيزات نشان داده شود.
ارابه تسمهاي (نواري) :
يك نقاله نواري است كه برروي درشكه يا ارابه اي (از نوع چهارچوب نگهدار چرخ در زير ارابه ريل دار) حركت ميكند و معمولا بعنوان يك وسيله اتصال دهنده ميان يك دستگاه حفار و يك نقاله باربر عمل ميكند.
ارتباط از دور :
هرگونه ارتباط از دور را گويند كه اطلاعات را به صورت شفاهي (گفتگو)، نوشته شده ،كد شده يا تصويري، به كمك برق يا وسايل ديگر، منتقل نمايد.
ارتباط با طول موجهاي بسيار كوتاه - (ارتباط با ميكروويو) :
روشي است براي ارتباط ميان دو نقطه (جايگاه) كه در آن از يك موج راديويي با طول موج بسيار كوتاه (ميكروويو) براي فرستادن پيامها (نشانهها) استفاده مي شود.
ارتباط با كابل نوري (فيبر نوري) :
روشي است براي انتقال نور از درون رشته باريك شيشه يا ماده اي پلاستيكي (گرما - خميري)، اين نور ممكن است به صورت تپشي (پالس - روشن و خاموش) درآيد تا اطلاعات كد شده را انتقال دهد يا به منظور اطلاعات صوتي به صورت مدوله يا دمدوله، به كار رود.
ارتفاع تحويل (خروجي) ژئودتيك (فشار استاتيك، ارتفاع معادل فشار) :
تفاضل ميان تراز درياچه (حوضچه) بالايي و حوضچه پاياني در يك مجموعه تلمبه ذخيره اي ميباشد.
ارتفاع تحويل نظير فشار (ارتفاع خالص نامي، ارتفاع كلي) :
ارتفاع تحويل ژئودتيك يا ارتفاع معادل فشار بعلاوه ارتفاع اضافه اي كه معادل انرژي مورد نياز براي غلبه بر اصطكاك است (ارتفاع اصطكاك) و ارتفاع ارائه شده توسط سرعت تخليه (ارتفاع نظير سرعت)، در يك مجموعه تلمبه ذخيره اي، ميباشد.
ارتفاع خالص ( ارتفاع نامي ) - ارتفاع موثر :
ارتفاعي است كه به طور واقعي توسط توربين به كار گرفته مي شود ، يعني ، تفاضل تراز ميان ارتفاع نظير فشار در دهانه ورودي به توربين كه بستگي به نوع توربين دارد ، و تراز پاياب يا تراز افشانك (جت) ميانگين ، يا تطبيق با ارتفاع نظير سرعت در اين نقطه مي باشد . ارتفاع نقطه برگشت جريان، ازدياد ارتفاع ستون آب معادل سرعت در اين نقطه ميباشد، اگر توربين از نوع ماشين با عكس العمل باشد.
- تراز ميانگين افشانكها، اگر چنانچه توربين از نوع ماشين با افشانك باشد.
ارتفاع خورشيدي :
زاويه اي است ميان خطي كه از نقطه ديده باني و مركز قرص خورشيد مي گذرد با سطح افق كه نقطه ديده باني برروي آن قرار دارد.
يادآوري :
در سيستم مختصات افقي آسمان، سمت (آزيموت) زاويه اي است كه بوسيله صفحه عمود گذرنده از مركز خورشيد وصفحه عمود شمالي - جنوبي پديد مي آيد. سمت، وضعيت خورشيد را براي انتقال به صفحه افقي امكان پذير ميسازد.
ارتفاع ناخالص آب - (ارتفاع استاتيك كل اختلاف ارتفاع كل - ارتفاع بحراني - ارتفاع طراحي) :
اختلاف در تراز آب مخزن يا درياچه اي است كه براي بهره برداري از يك نيروگاه برق آبي تخصيص يافته است. اين ارتفاع تفاضل ميان بالاترين تراز آب بالادست (يا تراز آب در ورودي آبگير اگر آب بالادستي موجود نباشد) و پائين ترين تراز پاياب يا آب پائين دست (قابل بهره برداري) ميباشد.
ارزش روز - ارزش موجود :
ارزش يك مركز توليد نيرو (كارخانه يا كارگاه) در يك برهه معين از زمان با در نظر گرفتن سن و شرايط و به همين ترتيب پيشرفتهاي فني آن است. اين ارزش حقيقي، برابر با ارزش بازار در لحظه داده شده مي باشد.
ارزش گرمايش خالص ( ارزش گرمايش ويژه ) :
برابر است با ميزان گرماي رها شده از واحد حجم گاز در يك احتراق (سوختار) كامل در شرايط معلوم با اين فرض كه آب ناشي از احتراق به شكل بخار به جاي بماند . درباره فراورده هاي ديگر احتراق شرايط آزمون استاندارد مورد پذيرش در كشورهاي گوناگون ، در نظر گرفته مي شود . بدين ترتيب ارزش گرمايش خالص يا ويژه برابر است با ارزش گرمايش ناخالص يا ناويژه منهاي گرماي نهان بخار آبي كه در طي احتراق سوخت توليد مي شود .
ارزش گرمايش ناخالص (ارزش گرمايش ناويژه) :
برابر است با ميزان گرماي رها شده در اثر سوختن (احتراق يا سوختار) كامل واحد حجم گاز در شرايط معلوم، با اين فرض كه همه بخار آب ناشي از احتراق به حالت آب برگشت داده شده و همه گرماي نهان آن آزاد شده باشد. درباره فراورده هاي ديگر احتراق، شرايط آزمون استاندارد مورد پذيرش در كشورهاي گوناگون، در نظر گرفته ميشود.
ارزش گرمايش ناويژه (ارزش گرمايش ناخالص، انرژي ويژه ناخالص) :
شمارواحدهاي گرمايشي است كه ضمن رها شدن اندازه گيري ميشود هنگامي كه جرم واحد در اكسيژن اشباع شده با بخار آب در يك ظرف بسته در شرايط استاندارد مي سوزد. مواد به جاي مانده شامل : گاز اكسيژن، دي اكسيد كربن، دي اكسيد گوگرد و نيتروژن، ((آب مايع)) در حال تعادل با بخار آبشو سيراب شده با دي اكسيد كربن و خاكستر در نظر گرفته مي شود. شرايط استاندارد بر پايه ISO
تعريف شده است، دماي بين المللي مبنا نيز 25 درجه سلسيوس است.
يادآوري :
در پاره اي از كشورها دماهاي مبناي گوناگون به كار مي رود.
ارزش گرمايش ويژه ( ارزش گرمايش خالص ، ارزش حرارتي خالص ) :
شمار واحدهاي گرمايشي است كه ضمن رها شدن اندازه گيري مي شود هنگامي كه جرم واحد در اكسيژن اشباع شده با بخار آب در يك ظرف بسته در شرايط استاندارد مي سوزد . مواد بجاي مانده شامل : گاز ، اكسيژن ، دي اكسد كربن ، دي اكسيد گوگرد و نيتروژن ، ((آب)) به صورت ((بخار آب )) و خاكستر در نظر گرفته مي شود . شرايط استاندارد بر پايه ISO تعريف شده است ، دماي بين المللي مبنا نيز 25 درجه سلسيوس است
يادآوري: در پاره اي از كشورها دماهاي مبناي گوناگون به كار مي رود .
ارزش واكنش پذيري - مقدار واكنش پذيري :
تغيير در واكنش پذيري است كه در اثر تغيير موقعيت قطعات دروني راكتور يا بردن شيي يا ماده اي به درون راكتور، يا تغيير دادن يك متغير بهره برداري بدست مي آيد.
ارزش ويژه صرفه جويي انرژي :
هزينه هائي است كه در راستاي اقدامات صرفه جويانه انرژي براي صرفه جويي يك واحد انرژي سالانه به هر واحد برونداد مربوط به آن ، بدون ايجاد هر گونه تغييرات كمي و كيفي در برونداد ،لازم مي شود . يادآوري:
از هزينه ويژه صرفه جويي انرژي ، براي نمونه در محاسبه برگشت سرمايه استفاده مي شود .
از كار اندازي اضطراري - توقف اضطراري (خاموش كردن آني) :
از كار اندازي ناگهاني راكتور براي جلوگيري از بروز شرايط خطرناك و يا رساندن آن به كمترين سطح ازشرايط خطرناك ميباشد.
از كشتي :
شرايط فر وشي است كه مسئوليت كالاها در روي عرشه كشتي تا بندر تخليه را مشخص مي سازر و در دنبال اين اصطلاح نام محل (تخليه) نيز روشن مي گردد.
از گمرك ... عوارض به حساب خريدار :
شرايط فروشي است كه مشخص مي سازد هرگونه ماليات، بدهي يا عوارضي كه هنگام ورود كالاهاي مورد نظر (در ارتباط با آنها) مي بايست پرداخت شود به حساب خريدار، كسي كه تعهد به او منتقل مي شود،خواهد بود.
يادآوري :
معمول اين است كه نام بندر ورود به اين اصطلاح افزوده شود.
از گمرك ...... با پرداخت عوارض :
شرايط فروشي است كه در قرارداد فروش يا حمل ، مشخص مي سازد كه هر گونه ماليات ، هزينه يا عوارضي كه هنگام ورود كالاها و در ارتباط با آنها مي بايست پرداخت شود ، به حساب بدهكاري فروشنده منظور گردد .
از معدن، از كارخانه، از انبار :
شرايط فروشي است كه مسئوليت كالا را هنگام خروج از محل توليد يا انبار (انباشتگاه) آن روشن مي سازد.
استاندارد نمودن :
مجموعه اي از فن ها، براي تعريف ردههاي فراورده ها و روشهاي دستيابي به آنها (درجه بندي ها، اندازه ها يا ابعاد، ويژگيها، روشهاي آزمون، قواعد و كاربردي) براي رسيدن به ساخت كارآمدتر، مي باشد.
يادآوري :
استانداردها توسط بنيادهايي تدوين مي شوند كه مي توانند جهاني (فراملي)، ملي يا حرفه اي باشند.
استخر خورشيدي - حوض خورشيدي :
يك استخر يا حوض بسته طبيعي يا مصنوعي است كه انرژي خورشيدي را گرد آوري مي كند. در اين مورد شيب (خيز يا گراديان) شوري آب استخر گرما را در طبقه هاي گوناگون آب، بطور وارون نگه مي دارد (آب با دماي بالاتر در كف استخر است).
استخراج (زغال از كانسار) (معدنكاوي) :
تركيبي از كارهاي استخراج از رگه زغال تا انتقال آن از كارگاههاست.
استخراج دوراني يا چرخشي :
يك روش استخراج است كه به موجب آن كارگاههاي استخراج با حركت دوراني حول محور خود يا در حوزه دسترسي به عمليات، ميچرخد.
استخراج روباز با گودال ( معدنكاوي با برش باز - معدنكاوي روباز ) :
معدنكاوي يا يا چند رگه از ذخاير سطحي پس از برداشتن پوشش رويين را گويند .
استخراج همروند (موازي) :
روش استخراجي است كه به موجب آن دستگاههاي معدنكاوي در هر كارگاه بطور همروند (موازي) با يكديگر حركت مي كنند.
استهلاك :
روش يا دستور راهنماي حسابداري به كار رفته در ترازنامه ها براي جبران استهلاك سرمايه هاي مستقر قانوني در حسابهاي شركت، در نتيجه استفاده عملياتي از آنها، نوآوريهاي فني و مواردي ديگر است.
يادآوري
1:
استهلاك را مي توان به روش خطي، تصاعدي يا تنازلي اعمال كرد، طول عمر تاسيسات و دوران استهلاك هميشه يكي نيستند (استهلاك بيشتر از قاعده هاي مالي پيروي مي كند).
يادآوري
2:
براي شبكه ها و يا نيروگاههاي برق ـ آبي، اصطلاحهاي استهلاك بيشتر در رابطه با برگشت (مالكيت) يا نوسازي به كار مي رود. اين اصطلاح مربوط به ارزش دارائيهاي موجود نبوده، بلكه مربوط به ارزش جايگزيني تاسيسات مي باشد.
اصول تاديه آلوده سازان ، مقررات كنترل آلوده سازان :
اصل و روشي كلي است كه بر پايه آن كسانيكه از راه توليد يا مصرف انرژي باعث زيان رساندن به محيط زيست مي وند مي بايست هزينه جبران آن را بپردازند ، به طوريكه اين هزينه بخشي از هزينه فراورده توليدي خواهد بود .
اغتشاش پروانه اي ، جريان بعدي باد در پشت پروانه :
منطقه پشت توربين بادي ، با توجه به راستاي وزش باد ، كه در آن توربين بادي سرعت باد محيط را بهم زده و يا مغشوش ساخته است .
افت بار (تلف در ارتفاع، ارتفاع معادل تلف) :
كاهش در ميزان انرژي مفيد وابسته به اصطكاك در مجراهاي آب رسان و ديگر مجراهاست. در يك طرح برق ـ آبي اين افت همسنگ با ارتفاع نظيرمقدار انرژي از دست رفته گرفته ميشود.
افت جريان و گردش :
ناپديد شدن گل مايع حفاري در لايه هاي زيرين است كه وابسته به عملكرد فيلتري سنگهاي پر سوراخ ميباشد. براي باز گرداندن جريان و گردش گل مايع حفاري، اين گل ولاي بـا مواد غليظ كنندهاي مانند فيبرهاي چوبي و يا پوست هستهها(ي گياهي )
همراه مي شوند تا رخنه گاهها را ببندند.
افزايش بازيابي نفت :
روشهايي پيشرفته براي بازيابي نفت از انباشتگاهها افزون به ميزان برداشت اقتصادي از آنهاست، كه با روشهاي بازيابي اوليه و ثانويه سنتي انجام مي گيرد. پيشرفت و توسعه اين روشها امكان مي دهد تا از مخازن موجود در گسترده اي وسيعتر بهره برداري نمود. اين روشهاي فني بازيابي شامل موارد زيرند :
- روشهايي كه مستلزم تزريق حلالهاي قابل امتزاج به درون مخزن گازهاي هيدروكربوري و گاز كربنيك ميباشند، روشهاي گرمايشي مستلزم تزريق بخار آب يا سوزاندن بخشي از هيدروكربورها در محل مي باشند.
روشهاي شيميايي كه مستلزم بهينه سازي تزريق آب، با افزودن مواد شيميايي به آن است، مانند بي كربنات سديم، عاملهاي ترساز، پليمرهاي (بسپارهاي) محلول در آب.
يادآوري:
اصطلاح ((افزايش بازيابي)) آهسته آهسته جاي اصطلاح هاي ((بازيابي ثانويه)) و ((بازيابي سوم)) را مي گيرد : يك چنين روشهايي براي بازيابي بهينه از همان آغاز توليد از چاه به كار گرفته ميشوند.
افزايش جزر و مد - تقويت جزر و مد :
اثري است كه در نتيجه پيشرفت تدريجي امواج آب به هنگام ورود به آبهاي كم عمق ساحلي ايجاد مي شود . اين امواج در ساحل تغيير شكل مي دهند . و از سويي به دليل بازگشت امواج( انعكاس امواج) موجود ساحلي ، امواج پيش رونده تقويت شده و در نهايت ، گستردگي جزر و مد در ساحل نسبت به گستردگي جزر و مد در درياي باز افزونتر مي گردد. به طوريكه هر دو مورد با هم به افزايش اثر جزر و مد كمك مي نمايند ، حد اين افزايش زير تاثير شكل طبيعي ساحل و يا شكل ايجاد شده در ساحل نيز مي باشد . البته اين مورد به تداخل ( رويهم سوار شدن ) يك مد بر روي ديگري ارتباط ندارد .
افزايش دما( گرما دهي رو به افزايش) :
اختلاف ميان دماهاي ورودي و خروجي ميانجي ( واسطه) خنك كننده در يك مجموعه خنك ساز مي باشد .
افزايش نفوذ پذيري :
فرايندي است به منظور بهبود شرايط جريان ميانجي انتقال گرما (تزريق آب را ببينيد) .
اقتصاد انرژي :
بخشي از اقتصاد است كه به مسائل انرژي مي پردازد. و در بردارنده تحليل عرضه و تقاضاي انرژي و به همان روال تدارك موجباتي براي تخمين برآورد نيازهاي براي تضمين برآورد نيازهاي انرژي در زمينه هاي ملي (درون كشوري) و جهاني مي باشد.
اقتصاد ناشي از به هم پيوستگي :
همكاري در صرفه جويي انرژي، به ويژه صرفه جويي برق، همكاري جدي و پيوسته اي را در زمينه برنامه ريزي، ساخت و بهره برداري ايجاب مي نمايد. موسسه هاي شريك مي بايست به محدوديتهاي فني (مقررات فني) پاي بند باشند و با هم در زمينه سرمايه گذاري، با توجه به شرايط مديريتي شركاي مختلف، اقدام نمايند.
اكتشاف :
جستجو براي يافتن انباشتگاههاي سوخت فسيلي يا كاني را گويند كه شامل بررسي (ارزيابي و بازشناسي) همزمان رو و زير زمين با بهره گيري از روشهايي مانند تشخيص از دور، عكسبرداري زمين شناسي و كاوشهاي فيزيكي و شيميايي زمين ميباشد. اكتشاف همچنين درگير تعيين (شناخت) طبيعت انباشتگاه و تدارك براي انجام كارهاي (عمليات) توسعه مي گردد. دامنه مفهوم واژه اكتشاف به فراسوي كشف دست مي يازد و اين اصطلاح داراي معنايي جامعتر از كاوش ميباشد.
اكولوژي - بوم شناسي :
دانشي است كه به مطالعه و بررسي رفتار طبيعت و روابط دو سويه ميان جانداران و زيستگاه آنها مي پردازد .
الكتروليز - تجزيه با برق :
روشي است براي تجزيه، احيا و اكسيداسيون يا جا به جايي مواد شيميايي توسط جريان برق كه از دو تيغه الكترود جاي گرفته در درون ماده مذاب يا محلول ميگذرد.
الكل - (الكل اتيليك) - اتانول :
الكلي است كه از تخمير مواد قندي توليد ميشود. اين مواد قندي از گياهان داراي قند مانند نيشكر، چغندر قند، مواد نشاسته اي و سلولزي و از راه هيدروليز گرفته ميشوند. الكل اتيليك را مي توان از راه تقطير غليظ تر نمود.
يادآوري
الكل اتيليك را مي توان با فراورده هاي نفتي آميخت تا سوخت مناسب و ارزاني را بعنوان سوخت موتور توليد شود، اين سوخت بنام گاز اوهل شناخته شده ميباشد.
امتياز نامه (صدور مجوز) :
تصميمي اداري درباره واگذاري حق كار يا بهره گيري از يك مورد از دارائيهاي عمومي است. اين تصميم بستگي به حسن نيت مقاماتي دارد كه به طور يك جانبه درباره شرايط وابسته به آن اقدام مي كنند.
يادآوري :
در معدنكاري : امتياز نامه، گواهينامه اي است كه حق بهره برداري را پس از كشف كانسارهاي (ذخيره هاي كاني) قابل برداشت اعطا مي كند. حقوق انحصاري اكتشاف متضمن حقوق انحصاري بهره برداري است.
امنيت عرضه :
اطمينان خاطري است كه در آن انرژي برپايه شرايط اقتصادي مفروض، با توجه به كميت و كيفيت (چندي و چوني) مورد نياز، در دسترس خواهد بود.
انبار بزرگ - سيلو (انبار يا توده زغال) :
جايگاه نگاهداري فراورده هاي جنبي آن است.
انبار داري - انباشتگي :
تاسيساتي است شامل يك، دو و يا چند مخزن (انباشتگاه) ذخيره نفت خام و يا فراورده هاي نفتي (جايگاه يا ميدانگاه مخزنها).
انبار مركزي براي سوخت تابش ديده :
تاسيساتي است كه براي انبار داري ايمن مقادير چشمگيري از سوختهاي تابش ديده ايجاد ميشود تا سوختهايي را كه در نقاط مختلف كشور (يا جهان) پس از نگهداري موقت در يك انبار خنك كن نزديك به راكتورها، فرستاده ميشوند در آن انبار شوند.
يادآوري:
در موارديكه برروي سوخت تابش ديده كار باز پردازش انجام مي گيرد، جايگاه اين انباشت بهتر است در درون و يا نزديك به كارگاههاي بازپردازش سوخت باشد.
انبار واسطه :
انباري است كه در آن ضايعات پرتوزا در شرايط كنترل شده، پيش از آنكه به انبار هميشگي برده شود، در آن انباشته ميشوند.
انباشت انرژي سودمند :
منظور انباشتن انرژي سودمند توليد شده از راه تبديل يا واگردان انرژي در يك مخزن مناسب (خواه به شكل يك سوخت جامدگرم يا سوخت مايع گرم)، يا به صورت شيميايي - فيزيكي مي باشد، مانند : انباره هاي گرما، باتريهاي برق، مخازن آب گرم خانگي و موارد همانند.
انباشت در شكاف سنگها :
انباشت گاز در آن دسته از مغازه ها يا حفره ها را گويند كه براي اين كار مناسبند. حفره يا مغاره هائيكه در آنها مخزنهاي (شكافهاي) سنگي در اثر فشارهاي زمين شناختي ايجاد شده اند.
انباشت در غارها - ذخيره سازي در غارها :
انباشت در مغارهايي را گويند كه از راه شسته شدگي لايه هاي سنگي محلول در آب مانند سنگهاي نمكي ايجاد شده اند.
انباشت در مغاره هاي زير زميني - ذخيره سازي در مغاره هاي زيرزميني :
انباشت زير زميني در مغارههاي سالم طبيعي و يا دست ساز را گويند، بر اين نمونه : انباشت گاز درحفره هاي نمكي، غارهاي طبيعي، معادن متروكه و زمينهاي يخ زده را شامل ميشود.
انباشتگاه گاز زير زميني (روش انباشت گاز در زير زمين) :
به جايگاه انباشت گاز در چينه بنديهاي (لايه هاي) طبيعي و پر سوراخ زير زميني و يا حفره هاي ايجاد شده گفته ميشود، كه براي انباشت سوخت گاز مناسب هستند.
انباشتگاههاي سوخت كاني و فسيلي :
سازندهاي زمين شناختي كه داراي منبع هايي از سوختهاي فسيلي و كاني هستند.
انباشتگيهاي آب( آب هاي زيرزميني زير فشار) :
آب گرد آمده در لايه هاي سنگي است كه زير فشارهاي زير زميني قرار دارد .
انتقال دو گانه :
انتقال همزمان اطلاعات در دو راستاي متقابل در يك مجموعه (سيستم) را گويند.
انتقال ويژه گرما ( ضريب انتقال ويژه با ارزش گرمايشي U ) :
معياري است نمايانگر گنجايش ( ظرفيت) اجزاء موجود در ساختار يك ساختمان ( مانند ديوار كه شامل آجرها ، مواد عايق گرما- فضاهاي خالي و ... سقفي از كاشي (موزائيك ) ، چوب ، مواد عايق و ديگر چيزها) براي انتقال گرما و از اينروي مقاومت در برابر انتقال گرما : مقدار گرمايي است كه از هواي يك سوي ديوار به سوي ديگر ديوار در واحد سطح و تفاضل واحد دما در واحد زمان انتقال مي يابد . اين واحد به صورت W /m^2k بيان مي شود
يادآوري1:
ارزشهاي گرمايشي - U براي پشت بام ، ديوار و ديگر موارد ، معياري است از ويژگيهاي گرمايشي يك ساختمان جداگانه .
يادآوري 2 :
در پاره اي از كشورها ، ضريب R يا انرژي گرمايش R (مقاومت گرمايشي ) را كه از نظر رياضي عكس مقدار ضريب ويژه گرمايشي (مقدار U ) است به كار مي برند ، ولي در تعيين آن دماي رويه بيروني و رويه دروني مواد اندازه گيري مي شوند ، در حاليكه براي تعيين انرژي گرمايشي U دماي هواي مربوط به هر سو به عنوان واحد سنجش عايق گرما ترجيح داده مي شود . R=m^2k/w
انتهاي برگشت آب - انتهاي پنگاب (انتهاي دسترسي به جريان بالادست، انتهاي درياچه مخزن) :
نقطه گذر (عبور) يا نقطه اتصال است كه در آن نقطه، آبراهه ها آغاز به پر كردن مخزن مي نمايند.
انحراف خورشيدي، زاويه انحراف خورشيد - ميل خورشيدي :
فاصله زاويه اي مركز قرص خورشيد با شمال يا جنوب خط استواي آسماني است هنگاميكه خورشيد در خط نيمروز (نصف النهار) واقع ميشود.
يادآوري :
زاويه انحراف با توجه به فصلهاي سال متغير ميباشد (23+ درجه و 45 دقيقه در روز نخست تابستان (تحويل تابستاني) و 75 / 23- درجه در روز نخست زمستان (تحويل زمستاني) و صفر در زمان برابري روز و شب (اعتدالين)).
انحصار (فروش) :
وضعيتي اقتصادي است كه در آن هرگونه رقابت از ميان برداشته شده و توليد يا فروش كالا در دست يك شخص و يا موسسه تنها متمركز مي گردد.
اندازه گيري به هنگام گمانه زني يا حفاري MWD :
اندازه گيري با اين هدف انجام مي گيرد كه در زمان معين و به هنگام گمانه زني يا حفاري، فراسنج هاي وابسته به ژرفاي زمين را به شرح زير روشن سازد.
- فراسنج (پارامترهاي) مكانيكي : وزن روي فك مته - وزن زنجير (كابل) مته - دوران (گردش) - گشتاور - فشار آب بند (آب بندي) - فشار روي حلقه (درزبند) - كشش زنجير (كابل) مته - فشار قالب بندي
- فراسنجهاي وابسته به سازندها يا چينه هاي زمين شناختي، سنگ شناسي، دما، مقاومت (ويژه)، رسانايي (قابليت هدايت ويژه)
-
-فراسنجهاي جهت دار، سمت و ميل (شيب) (چاه نگاري - چاه نمودار گيري - چاه پيمايي را ببينيد)
انرژي - كارمايه :
ظرفيت (گنجايش) يك مجموعه يا سيستم براي توليد كار بيروني است (ماكس پلانك).
يادآوري 1: گونه هاي انرژي
- انرژي مكانيكي (پتانسيل (نهاني يا جايگاهي) و جنبشي)
- انرژي گرمايشي يا حرارتي (انرژي دروني، گرماي دروني (انتالپي يا درون گرمايي))
-انرژي پيوند شيميايي
- انرژي پيوند فيزيكي
- انرژي تابش الكترومغناطيسي
- انرژي برق (الكتريكي)
ياداوري 2 :
در اين فرهنگنامه انرژي تنها از ديدگاه فيزيكي و يا اقتصادي در نظر گرفته مي شود (به عنوان يك فراورده انرژي پاياني و به نام يك عامل توليد ، عاملهاي توليد را ببينيد) .
انرژي آماده (در دسترس) براي مصرف ناخالص داخلي (نيازهاي كلي به انرژي نخستين، آمادگيها، قابليت دسترسي) :
مورد كليدي در تراز(نامه) است، و در يك مدت زمان معين و در منطقه جغرافيايي مورد نياز برابر با مصرف ناخالص داخلي مي باشد(مصرف ناخالص كشور - مصرف ناخالص داخلي را ببينيد).
انرژي آماده (در دسترس) براي مصرف نهايي :
انرژي اي است كه در دسترس مصرف كننده نهايي قرار مي گيرد. اين انرژي از جمع مصرف پاياني براي انرژي زايي (مصرف انرژي پاياني - مصرف پاياني براي انرژي زايي را ببينيد) و مصرف براي كارهاي غير انرژي زا (مصرف پاياني غير انرژي زايي را ببينيد) بوجود مي آيد.
انرژي اشتقاقي (انرژي دومين (ثانويه)) :
انرژي اي است كه از راه تبديل يا دگرگوني انرژي اوليه (نخستين ) يا از تبديل انرژي ثانويه (دومين ) به صورت ديگري از انرژي به دست مي آيد .
انرژي اقيانوس :
اين انرژي را مي توان از راه مهار و بهره برداري از ويژگيهاي (مشخصه هاي) فيزيكي يا شيميايي اقيانوسها، مانند : حركت جزر و مدي (كشندي و واكشندي) ، حركت امواج ، شيب هاي(افت هاي) دمايي و شوري و جريانهاي اقيانوسي به دست آورد. يادآوري:
به صورت يك منبع قدرت (توان) در راستاي تامين نيازهاي مصرف ، شكلهاي گوناگون انرژي اقيانوس به طور معمول به عنوان يك منبع پشتيباني و جانبي در كنار يك منبع توليد انرژي مطمئن (اساسي) و يا كمكي همچون يك سيستم ذخيره انرژي به كار گرفته مي شود .
انرژي بازرگاني - انرژي تجاري :
صورتهايي از انرژي است كه در معرض دادوستدهاي بازرگاني مي باشد و بدين ترتيب مقدار آن آسانتر تعيين مي گردد.
انرژي برآوردي - انرژي تخصيصي :
مقدار انرژي مورد نياز براي ساختمان يك مجموعه يا يك تاسيسات ميباشد.
انرژي پاياني (انرژي عرضه شدني) :
انرژي اي است كه پيش از كاربري پاياني (تبديل نهايي) در دسترس كاربر، گذارده مي شود.
يادآوري : اصطلاح ((انرژي آماده يا انرژي در دسترس)) نيز گاهي در اين مورد به كار مي رود اما بهتر است از اين كار پرهيز شود، زيرا امكان دارد با اصطلاح ((آمادگيها)) اشتباه شود.(انرژي آماده (در دسترس) براي مصرف ناخالص داخلي (نيازهاي كلي به انرژي نخستين، آمادگيها، قابليت دسترسي) را ببينيد).
انرژي پتانسيل برق - آبي قابل دوام (براي يكسال فرضي) :
مقدار انرژي برقي است كه بطور عملي (بدون تلمبه ذخيره ساز) در يك منطقه يا ناحيه، در يك دوره ثابت زماني، معمولا يك سال، قابل دستيابي ميباشد.
انرژي پشتيبان - انرژي تكميلي :
انرژي اي است، معمولا بازرگاني، كه به صورت متناوب يا لحظه اي و يا براي تكميل سيستمي كه در ابتدا براي مصرف نوع ديگري از انرژي در نظر گرفته شده بود، عرضه مي گردد.
يادآوري :
سوخت كمكي (آتش كمكي - آتش جنبي را ببينيد)، حالت ويژه اي از ((انرژي پشتيبان)) است.
انرژي پله اي - انرژي آبشاري :
جريان يا مقدار انرژي بهره برداري شده در دو يا چند فرايند مرحله به مرحله زنجيره اي است به طوريكه مقدار انرژي باقي مانده و آماده (قابل دسترس) پس از تكميل يك فرايند ، براي بهره گيري به فرايند بعدي عرضه مي گردد . هدف از اين كار دستيابي به يك بازده كلي بهينه در مصرف انرژي مي باشد .
يادآوري
در جائيكه انرژي گرمايشي كاربرد دارد ، در هر مرحله از فرايند بر پايه فرايند ترموديناميكي ( گرما پويايي) افزايش در كهولت (انتروپي) انرژي اصلي با كاهش انرژي دروني (انتالپي) در همان مرحله مطابقت مي نمايد .
انرژي جزر و مدي(كشندي و واكشندي) :
اين انرژي از راه بهره وري سودمند از انرژي پتانسيل (انرژي نهان يا ساكن) حاصل از جا به جائي عمودي توده (حجم) آب ساكن و يا انرژي جنبشي وابسته به شدت جريان (انرژي جريان جزر و مدي ) كه هر دو ، به دليل جزر و مد (فرود و فرازآب ) امواج پديدار مي شوند ، بازيابي مي گردد . انرژي موجود در جزر و مد در اثر نيروهاي گرانشي ( جاذبه) ماه و خورشيد به هنگام گردش زمين پديدار مي گردند .
انرژي خاكستري :
اصطلاحي است كه در برخي از كشورها براي تشريح درونمايه انرژي فراورده هاي وارده يا صادره به جز انرژي به كار مي رود اين اصطلاح همسنگ با انرژي به كار رفته براي توليد آنهاست.
يادآوري :
در انگليس اصطلاح ((انرژي بازداشتي)) كاربردي همانند با ((انرژي محبوس)) در فراورده را دارد (گنجايش انرژي - حجم انرژي را ببينيد).
انرژي خالص يك تاسيسات فراوري انرژي (مانند نيروگاه برق) :
انرژي به دست آمده از يك تاسيسات فراوري انرژي در طي عمر مفروض آن مي باشد، به سخن ديگر مقداري از انرژي است كه پس از كاهش همه انرژيهاي مورد نياز براي ساختمان - بهره برداري و پياده سازي بعدي تاسيسات، از انرژي توليدي در همانمدت به جاي مي ماند.
انرژي خود توليد، توليد اختصاصي :
انرژي اي است كه مصرف كننده از تاسيسات خودش توليد يا گرد آوري مي نمايد تا سپس آن را به انرژي سودمند (مفيد) تبديل كند (خود توليد را ببينيد).
انرژي شبكه اي (غربالي) :
انرژي ايكه از راه شبكه عرضه مي شود مانند : شبكه برق، شبكه گازرساني، شبكه گرما رساني مركزي و يا شبكه عرضه هواي فشرده ( شبكه هاي ترابري و پخش را ببينيد)
انرژي شكافت :
انرژي رها شده پس از شكافت يك اتم را گويند.
انرژي شيب شوري - انرژي افت شوري :
در سطح برخورد آب شيرين با آب شور در جائيكه رودخانه به دريا ميريزد و يا در سطوح ميا ن آبهاي با شوريهاي مختلف ، فشار اسمزي( اوسموسيك) يا تراوشي ميان آنها به وجود مي آيد كه براي فراهم آوري يك انرژي مفيد مورد بهره برداري قرار مي گيرد . براي اينكار مي توان از پوسته هاي نيمه تراوا و مناسب بهره گرفت ، براي نمونه ، به شكل استوانه اي بسته ، و يا اينكه با بهره گيري از پتانسيل الكترو شيميايي در سطح برخورد ، مي توانند مستقيما براي توليد جريان برق مورد بهره برداري قرار گيرند .
انرژي طبيعي :
همه شكلها يا منابع طبيعي موجود انرژي هستند، بدون آنكه امكانات فني يا اقتصادي بهره برداري از آنها به حساب آورده شده باشد.
انرژي غير بازرگاني - انرژي غير تجاري :
صورتهايي از انرژي است كه در معرض دادوستدهاي بازرگاني قرار نمي گيرد. گنجانيدن آن در تراز(نامه) انرژي دشوار است. هرچند كه چنين تراز(نامه)هايي بر پايه جريانهاي (مسيرهاي حركت) فيزيكي تنظيم مي شود نه پولي، بهمين مقدار دليل توليد و مصرف انرژي ((به حساب - خود)) مي تواند معمولا تنها از راه بررسي وسائل مصرف كننده ها تعيين شود.
يادآوري 1 :
تعريف بالا يك تعريف دقيق است، ولي با اين حقيقت كه در عمل ((انرژي غير بازرگاني)) رابه جاي ((انرژي سنتي)) به كار مي گيرند مطابقت ندارد. براي نمونه چوب يا زغال ممكن است در معرض دادوستد قرار گيرند.
يادآوري 2 :
اصطلاح انرژي ((غير بازرگاني)) به طور معمول به فراورده هاي گياهي يا جانوري و گاهگاهي نيز به فراورده هاي جنبي كشاورزي يا جنگلي و يا فرايندهاي صنعتي وابسته به آنها، اطلاق مي گردد.
يادآوري 3:
دشواريهاي محاسبه و گنجانيدن اين گونه منابع انرژي در تراز(نامه)ها ناشي از نامعيني مقدار آنها به عنوان درونداد يا ورودي مي باشد كه از فقدان اطمينان نسبت به مقدار ضرايب تبديل مناسب و تغييرات در بازده كاري آنها مايه مي گيرد.
انرژي گداخت :
انرژي اي است كه در فرايند گداخت هسته اي رها مي شود .
انرژي مفيد (سودمند) :
انــرژي اي است كـه پس از تبــديل پــاياني (يعني در كاربري نهاييش) به صورت مفيد در دسترس كاربر نهاده مي شود.
انرژي موج :
كل انرژي در يك موج برابر با جمع انرژي پتانسيل آب جا به جا شده از يك سطح بي جنبش و آرام ، و انرژي جنبشي ذرات آب متحرك مي باشد . انرژي موج به نيروهاي باد نسبت داده مي شود كه آنهم وابسته به انرژي خورشيدي است
يادآوري:
توان (يا نيروي) موجود در امواج را به طور تقريب م توان چنين محاسبه نمود :H^2sTe/2 كيلووات بر متر از پيشاني موج ، در اينجا Hs ارتفاع مطرح موج (از تاج يا ستيغ موج تا پاياب يا سنگاب موج) كه به متر بيان مي شود (برابرست با چهار برابر ريشه ميانگين سطح بالا آمده در روند يك اندازه گيري نمونه كه بيشتر نزديك به 20 دقيقه به درازا مي كشد) وTe تناوب يا نوسان محاسبه شده ازطيف انرژي بر حسب ثانيه مي باشد كه از راه اندازه گيري نمونه به دست آمده است ( يادآوري طيف انرژي موج را ببينيد) .
انرژي نخستين (اوليه) :
انرژي اي است كه در معرض هيچ فرايند تبديل يا دگرگوني قرار نگرفته باشد.
انرژي نهفته با صرفه، انرژي پتانسيل اقتصادي :
نيروي نهفته در آب است كه در شرايط معيني از ديدگاه اقتصادي قابل بهره برداري باشد.
انرژي نهفته ناخالص نظري - انرژي پتانسيل ناخالص تئوريكي :
بيشترين انرژي برق قابل حصولي را كه مي توان از يك ناحيه مشخص و يا يك حوزه آبخيز (آبريز) آب نگاري شده، در ارتفاعي بالاتر از نقطه اي ثابت از اين ناحيه، توليد نمود.
انشعاب گاز :
خطهاي انشعابي ميان لوله هاي اصلي عرضه گاز و شير اصلي لوله انشعاب با شير كنتور، واشر عايق كننده، خود شير اصلي لوله انشعاب يا كنتور، شير انشعاب يا شير جاي گرفته در بيرون ساختمان (اگر وجود داشته باشد) و شير تنظيم گاز ساختمان، قرار دارد.
انواع ضايعات :
رده بندي ضايعات
1 - بر پايه ميزان هسته هاي پرتوزا در آنها و درجه تراكمشان انجام مي گيرد، مانند :
1) ضايعات با پرتوزايي شديد (ضايعات سطح بالا)
الف ) مايعي كه بشدت پرتوزاست، بطور كلي داراي فراورده هاي شكافت هسته و همچنين برخي از آكتينيدهاست كه در روند بازپردازش شيميايي سوخت تابش ديده از آن جدا شده است. (ضايعات آبگونه ايكه از نخستين چرخه استخراج مواد پرتوزا به كمك حلال به جاي مي مانند و آن دسته ضايعاتي كه در تركيب با آنها هستند).
ب ) سوخت مصرف شده در راكتور اگر بعنوان ضايعات اعلام شده باشد، بطوريكه پيش بيني نمي شود تا پس از زماني معين باز پردازش شود.
ج) هر ضايعات ديگري كه داراي رده پرتوزايي قابل سنجش با مورد (الف) و (ب) باشد.
2) ضايعات با پرتوزايي ميانه (ضايعات سطح ميانه)
اين ضايعات از نظر پرتوزايي و گرماي برونداد در رده اي پايين تر از ضايعات رده بالا هستند، ولي هنوز ولي هنوز مي بايست آنها را براي ترابري و يا دستكاري، زره بندي و حفاظت نمود.
يادآوري 1 :
اين اصطلاح معمولا به همه ضايعاتي نيز اشاره مي نمايد كه در استانداردهاي جهاني درباره پرتوزايي، در رده هاي شديد و ميانه تعريف نشده باشند.
يادآوري 2 :
براي زره بندي و حفاظت ضايعات داراي پرتوزايي شديد و داراي پرتوزايي ميانه از پرده حائل و يا ديواره هايي كه معمولا بتوني، آبي و يا سربي هستند استفاده ميشود (سپر، زره)
3) ضايعات با پرتوزايي اندك
اين ضايعات بعلت وجود اندك ميزان پرتوزايي به هنگام دستكاري و يا ترابري، نياز به زره بندي و حفاظت ندارند.
يادآوري 1 :
در ميان مواردي كه ذرات آلفا مي پراكنند تفاوت وجود دارد بطوريكه مي توان گفت، ضايعات داراي يك يا چند عنصر هستند كه ذرات آلفا مي پراكنند. اين عنصرها معمولا از آكتينيدها، در مقاديري بالاتر و يا كمتر از حد قابل پذيرش هستند.
(2) اگر رده بندي بر پايه نيمه عمر ضايعات پرتوزا باشد، مي توان گفت :
1) ضايعات با عمر طولاني
اين ضايعات در مدت زماني كه انتظار مي رود و كنترل رسمي روي آن ادامه دارد، يا به زوال و يا واپاشي نمي انجامد و يا به رده پذيرفتني از فعاليت نمي رسد.
2) ضايعات با عمر كوتاه
سطح پرتوزايي اين ضايعات در مدتي كه انتظار مي رود و كنترل رسمي روي آن ادامه دارد، از ديدگاه پرتو شناختي به رده ايكه آسيب رسان نباشد، فرو مي افتد.
يادآوري :
در زمينه هدفهاي مديريت ضايعات، اين ضايعات هسته هاي پرتوزا با نيمه عمر كوتاهتر از 30 سال هستند، مانند سزيوم 137، استترانسيوم 90- و كريپتون 85
اوپول (موافقتنامه ضمانت در برابر آلودگي درياها (برون كراني)) :
طرحي است كه به موجب آن كشورهاي ساحلي درياي شمال مسئوليت كلي مالي را در هر حادثه اي كه منجر به آلودگي دريا شود، در قبال مجري عمليات، مي پذيرند.
اورانيوم :
عنصري است كه (با عدد اتمي Z=92) در طبيعت موجود است و مخلوطي از سه ايزوتوپ زيرين ميباشد.
- اورانيوم بارور 238 (99/28 درصد)
- اورانيوم شكافت پذير 235 ( 0/71 درصد)
- اورانيوم 234 (0/006 درصد)
هر سه ايزوتوپ اورانيوم از خود پرتو آلفا مي پراكنند.
اورانيوم پرداخته - اورانيوم (پالايش شده) :
اورانيومي است كه در كارخانه هاي بازپردازش، از سوخت تابش ديده بازيابي شده است. در اين سوخت پرداخته، اورانيوم 235 (كمتر از مقداري كه پيش از مصرف در راكتور در سوخت وجود داشت) به همراه اورانيوم 238 و مقادير اندكي از عناصر ترانس اورانيك (پلوتونيوم، نپتونيوم و ساير) و فراورده هاي حاصل از شكافت هسته وجود دارند كه از راه فرايند استخراج با حلال بطور كامل بيرون كشانده نشده اند.
يادآوري :
هنگاميكه اين اورانيوم پرداخته، دوباره بعنوان سوخت به چرخه سوخت باز گردد، ميبايست در نظر داشت كه با اورانيوم تابش نديده تفاوت دارد. به ويژه آنكه شامل ايزوتوپ هاي اورانيوم 232، اورانيوم 236، نشانه هايي از ايزوتوپ اورانيوم 234 موجود در اورانيوم اوليه و ديگر فراورده هاي بجاي مانده از شكافت هسته نيز ميباشد.
اورانيوم تهي شده - اورانيوم فقير شده :
اورانيومي است كه كمتر از مقدار طبيعي ايزوتوپ 235 دارد. ايزوتوپي كه به آساني شكافت پذير است، مانند پس ماند كارخانه هاي غني سازي و يا پس ماند برخي از راكتورها.
اورانيوم طبيعي :
عنصر اورانيوم بصورت آميزه اي از ايزوتوپ ها در طبيعت يافت ميشود.
اورانيوم غني شده :
اورانيومي است كه در آن درصد ايزوتوپ شكافت پذير - اورانيوم 235 - به بيشتر از ميزان موجود آن در اورانيوم طبيعي افزايش يافته است.
ايزوتوپ ها :
اتمهايي با عدد اتمي يكسان ولي با جرمهاي مختلف را ايزوتوپ نامند (جرم هر اتم متناسب با شمار پروتونها و شمار نوترونها در هسته اتم ميباشد).
ايزوتوپ هاي اورانيوم :
در ميان موارد زيرين تفاوت وجود دارد :
- اورانيوم 233- از خود پرتو آلفا مي پراكند، در طبيعت يافت نميشود ماده اي شكافت پذير است كه از راه تابش نوترون بر توريوم 232 بدست مي آيد و نيمه عمر آن 5^10 :1/62 سال ميباشد.
- اورانيوم 234- تنها به ميزان بسيار اندك وجود دارد، بطور معمول به ميزان 0/006 درصد در اورانيوم طبيعي
- يافت ميشود، از خود پرتو آلفا مي پراكند و نيمه عمر آن
5^10 : 48 /2 سال ميباشد.
- اورانيوم 235 - نسبت آن در اورانيوم طبيعي 71 /0 درصد است، ماده شكافت پذير است و بطور معمول گسترده ترين زمينه را بعنوان سوخت هسته اي دارد. افزايش نسبت اورانيوم 235 (غني سازي) با روشهاي گوناگون انجام مي گيرد كه با نام ((جدا سازي ايزوتوپ)) شناخته مي گردد، نيمه عمر اورانيوم 235 برابر با 8^10 :1 / 7 سال ميباشد.
- اورانيوم 238 - تا كنون فراوانترين ايزوتوپ اورانيوم طبيعي است به ميزان28 /99 درصد. ماده اي است بارور كه با دريافت يك نوترون، عنصر پلوتونيوم ميشود، نيمه عمر اورانيوم 238 برابر با 9^10 : 51 / 4 سال مي باشد.
يادآوري :
از سه ايزوتوپ ديگر اورانيوم از : اورانيوم 232، اورانيوم 236 و اورانيوم 237 ميتوان
نام برد. اين مواد در سوختهاي هسته اي كه زير تابش قرار داشته اند يافت ميشوند (اورانيوم پرداخته - اورانيوم (پالايش شده)را ببينيد). در نوشته هاي گوناگون نيمه عمر اين ايزوتوپ ها را با اختلاف اندكي مي توان يافت.
ايزومر سازي - بسپارش :
در صنعت نفت به فرايندي گفته ميشود كه زنجيره هاي خطي يا زنجيره هاي با شاخه هاي كم را به زنجيره هاي بزرگ و پرشاخه پارافيني تبديل ميكند.
ايستادگي در برابر فشار، توانمندي تراكمي :
برابر است با مقاومت زغال خشتي شكل ساخته شده در دستگاه پرس (با پيستون غوطه ور) در برابر فشار آزمون هنگاميكه بيشترين ميزان فشار آزمون بر پيستون غوطه ور دستگاه وارد مي شود، پيش از آنكه نمونه زغال خشتي در شرايط استاندارد خرد شود. در مورد زغال خشتي ساخته شده در دستگاههاي نورد پرسي، اين مقاومت برابر است با ميزان ايستادگي و پايداري زغال خشتي در شرايط استاندارد، هر گاه نيروي اعمال شده تقريبا بصورت نقطه اي تا مرحله شكستن پيش برود.
ايستگاه برگردان - ايستگاه متناوب ساز جريان :
تاسيساتي است براي تبديل جريان مستقميم (يك سو) به جريان متناوب يك يا چند فازه.
ايستگاه تبديل - پست تبديل :
ايستگاهي است كه شامل ترانسفورماتورهايي چند براي انتقال برق با سطوح مختلف ولتاژ به شبكه هاي بهره برداري ميباشد.
ايستگاه تبديل فركانس - پست واگردان فركانس :
تاسيساتي است براي تبديل (واگرداني) جريان از يك شكل به شكل ديگر و يا براي تبديل (واگرداني) از يك فركانس به فركانس ديگر.
ايستگاه تنظيم فشار گاز (كنترل كننده فشار گاز) :
تاسيسات يا دستگاهي است كه بطور خودكار فشار بالاي گاز را به يك فشار كمتر و ثابت كاهش ميدهد.
ايستگاه توزيع - پست توزيع (ايستگاه تبديل فشار قوي / فشار ضعيف) :
ايستگاه تبديل (ولتاژ) ميان شبكه هاي با ولتاژ بالا و يا ولتاژ پايين را گويند.
ايستگاه خدماتي - پمپ بنزين :
جايگاهي است براي فروش سوختهاي موتوري و بطور معمول در سرتاسر جاده هاي اصلي قرار دارند. در اين جايگاهها افزون بر سوختهاي موتوري، غالبا سرويس و لوازم يدكي نيز عرضه مي گردد.
ايستگاه فشار (كمپرسور خانه)، تاسيسات تراكم گاز :
ايستگاه يا كارخانه اي است كه در آن گاز را متراكم مي سازند و شامل دستگاههاي تراكم ساز (كمپرسورها)، ماشينها يا موتورهاي كمپرسورها، دستگاههاي سنجش، كنترل وتنظيم، لوله كشيهاي وابسته، تجهيزات فرعي، تجهيزات ايمني و مجموعه ساختمانهاي مربوط به آنها ميباشد.
ايستگاه فشار شكن :
به تجهيزاتي گفته ميشود كه برروي خط لوله يا برروي شبكه پخش (سيستم توزيع) متصل به آن نصب ميشود تا فشار گاز را در شبكه پخش مراقبت نمايد و در صورتيكه فشار گاز شبكه فراتر از بيشترين سطح تعيين شده برود، به صورتي ايمن گاز را به جو هدايت نمايد.
ايستگاه محدود كننده فشار :
شامل تجهيزاتي است كه به منظور جلوگيري از افزايش فشار به بالاتر از بيشترين حد مجاز فشار بهره برداري در يك خط لوله يا در شبكه پخش (سيستم توزيع) نصب مي شود تا جريان گاز را هنگاميكه شرايط غير عادي رو به گسترش است، كنترل و محدود سازد.
ايستگاه يكسو ساز - پست يكسو كننده :
تاسيساتي است براي تبديل (واگرداني) يك جريان متناوب يك يا چند فازه به جريان مستقيم (يكسو).
ايمني هسته اي :
هيدروژن سادهترين و فراوانترين عنصر در طبيعت است و گازي بيرنگ، بيبو، بيمزه و قابل احتراق است كه ميتواند مقدار زيادي انرژي آزاد كند و چگالي آن از هر مادة شيميايي ديگر كمتر است. اين عنصر قابليت تركيب مجدد با اكسيژن و همچنين توليد انرژي بسيار زيادي را دارد. هيدروژن در مقايسه با ساير سوختها ميتواند با راندماني بالاتر و احتراق بسيار پاك به ساير اشكال انرژي تبديل شود. هيدروژن داراي بالاترين ظرفيت انرژي به ازاي هر واحد وزن سوخت ميباشد و ميزان حرارت توليد شده از آن در اثر احتراق در واحد وزن بيشتر از هر سوخت ديگري است. هيدروژن از لحاظ شيميايي بسيار فعال بوده و بندرت بعنوان يك عنصر در طبيعت يافت ميشود و معمولاً در واكنش با عناصر ديگر بوجود ميآيد.
هواساز Air Handling Unit :
عمل تهويه مطبوع عبارت است از انجام عملياتي روي هوا تا بتوانيم شرايط هواي محل مورد نظر را براي زيستن، كاركردن يا عمليات صنعتي راحت و مناسب كنيم . اين شرايط عبارتند از كنترل درجه حرارت، رطوبت و حركت هوا بطور همزمان كه طبق روش معيني بطور اتوماتيك ثابت بماند يا تغيير كند.
در تهويه مطبوع بايد عوامل مختلف هوا را تنظيم و ثابت كرد كه اهم آنها عبارتند از درجه حرارت، رطوبت هوا، سرعت وزش هوا، صاف كردن هوا از گرد وغبار و از بين بردن باكتريها و ويروسهاي موجود در آن مي باشد.
همانطور كه مي دانيد بدن انسان در اثر انرژي كه با خوردن مواد غذايي و با صرف اكسيژني كه از هوا تنفس مي كنيم، بدست مي آورد، قادر به ادامه حيات مي باشد. اين صرف انرژي باعث توليد حرارت در بدن مي شود كه اين حرارت حدود 37 درجه سانتي گراد در حالت كار عادي بدن است. به منظور ثابت نگهداشتن اين درجه حرارت بايد مقداري از انرژي كه در اثر اصطكاك در بدن بوجود مي آيد دفع شود و براساس تجربه ثابت شده كه وقتي فعاليت انسان بطور عادي است، درجه حرارت محيط بايد كمتر از 18 درجه سانتيگراد و با رطوبت نسبيحدود 40% تا 60% باشد تا يك محيط ايده آل براي او فراهم شود.
هدف از ساختن دستگاه هواساز تامين اين هواي مطبوع و سالم، با دما و رطوبت مناسب مي باشد.
اين دستگاه از سيستمهاي اصلي تهويه مطبوع مي باشد كه بعنوان يك وسيله واسطه بين چيلر، بويلر با كانال هوا قرار مي گيرد.
اين دستگاه از لحاظ شماتيك خيلي شبيه به ايرواشر است. فقط بعلت اضافه شدن چند جزء به آن بزرگتر مي باشد. سيستم كاري اين دو دستگاه نيز خيلي شبيه به هم است، بطوريكه در بعضي اوقات در مجلات و كتابها ايندو را در كنارهم، با يك مكانيزم درنظر مي گيرند.
هواي تميز و پاكيزه از هردوي اين دستگاهها بعنوان دستگاه تهيه هواي مطلوب و مطبوع كسب مي شود ولي تفاوتي كه از لحاظ فني مي توان در اين دو دستگاه درنظر گرفت اين است كه سيستم خنك كنندگي در ايرواشر بصورت تبخيري است درصورتيكه در هواساز از پكيج خنك كن يا چيلر(جذبي – آبي) ميباشد. همچنين براي گرم كردن هوا نيز از بويلر استفاده مي شود كه جهت استفاده از هر دو دستگاه، براي گرمايش به آن نيازمند خواهيم بود.
براي استفاده از دو سيستم چيلر و بويلر بايد لوله كشي از ايندو به كوييلهاي سرد وگرم هواساز انجام شود.
اين كوييلها بصورت يك لوله رفت به رنگ قرمز و يك لوله برگشت به رنگ آبي برروي بدنه دستگاه مشخص است كه با وصل كردن لوله هاي بويلر و چيلر بوسيله مهره ماسوله به آن مورد استفاده قرار مي گيرد.
آب جريان يافته در كوييلها پس از تبادل حرارتي با هوا به سمت دستگاه اوليه(چيلر – بويلر) برمي گردد. علاوه بر گرما و سرما بنابر سفارش مصرفكننده مي توانيم رطوبت زن را نيز به ميزان دلخواه رطوبت با نصب افشانكها به دستگاه اضافه كنيم. در قسمت اول اين دستگاه از فيلترهاي فلزي براي گرفتن ذرات درشت تر و در قسمت بعد از فيلترهاي مديا يا فيلترهاي الياف شيشه اي بهم پيوسته به ضخامت 5 الي 10 سانتي متر استفاده مي كنند و همينطور افيشنسي فيلترها را بالاتر مي برند تا در قسمت آخر فيلترهاي هپا و اولپا را بكار مي گيرند.

بعد از توضيح كلي دستگاه به تشريح جزء به جزء مي پردازيم:
ابتدا بلوئر توسط الكتروموتور چرخانده مي شود. با چرخش الكتروموتور شفت بلوئر و به تبع آن پره هاي قرار گرفته برروي محور مي چرخند. با چرخش بادبزن هوا از ابتداي ورودي دستگاه وارد سيستم مي شود. در قسمت ورودي از دريچه و دمپر قابل حركت و تنظيم شدني استفاده شده است. هوا پس از عبور از دريچه و دمپرها به فيلتر مي رسد. اين فيلترها نيز بطوريكه در بالا گفته شد از افيشنسي پايينتر به افيشنسي بالاتر، پشت سرهم قرار مي گيرند تا به ترتيب ذرات درشت ازقبيل گرد وغبار تا ميكروبها، باكتريها و حتي ويروسها را تصيفه كنند. به اين ترتيب براي گرفتن هر اندازه ذره يك فيلتر از جنس به خصوصي بهره گرفته شده است.
براي تصفيه ذرات درشت تر از فيلترهاي فلزي كه قابليت شستشو را دارند استفاده شده است كه اوپراتور مي تواند بعد از مدتي كار سيستم، اين فيلترها را درآورده و تميز كند. در مراحل آخر تصفيه از فيلترهاي هپا و اولپا(قبلا گفته شد) استفاده مي شود كه ايندو از جنس بوروسيلكات و با افيشنسي 3/0 ميكرون در هپا و 12/0 ميكرون در اولپا ميباشد.
با اين توضيحات متوجه مي شويم كه هواي خروجي از فيلترها بالاي 99% تصفيه شده است كه اين دقت در تصفيه در مكانهايي مانند داروخانه ها يا بيمارستانها(كه داراي اتاقهاي عمل، CCU ، ICU و . . . مي باشند) داراي اهميت حياتي مي باشند. چون سيستم توزيع اين دستگاه بصورت كانال كشي هوا مي باشد و هواي برگشتي از اتاقها به سيستم بازمي گردد، اين هوا با عبور از فيلترها كاملا تصفيه مي شود و ديگر نگراني از بابت وجود ويروس يا باكتري كه از اتاقها وارد سيستم شده است وجود نخواهد داشت.
اين آب توليد شده بوسيله لوله، به رفت و برگشت كوييل سرد كه در بدنه دستگاه مشخص شده جريان مي يابد.
در مواقعي كه محل مورد نظر داراي چيلر نباشد، فقط بايد از دستگاه هواساز داراي سيكل تبريد استفاده كرد. بطوريكه كليه اجزاي آن قابل اسمبل(مونتاژ) است(توسط كارخانه سازنده يا كاربر).
هوا پس از گذشتن از كوييل سرد به كوييل گرم وارد مي شود كه در اين بخش نيز مي توانيم هم از المنت حرارتي(مقاومت) و هم از آب گرمي كه از بويلر تامين مي شود، استفاده كنيم.
با استفاده از المنت حرارتي، مصرف انرژي الكتريكي افزايش خواهد يافت. ولي درجاييكه امكان استفاده از ديگ بويلر براي گرم كردن آب وجود ندارد مفيد خواهد بود.
همانطوركه گفته شد، آب ديگ بويلر توسط لوله كشي[به رفت و برگشت كوييل آب گرم وصل مي شود.
نكته:
- سطح حرارتي كوييل سرد حتما بايد بيشتر از سطح حرارتي كوييل گرم باشد و در طراحي ها بايد به آن دقت كرد.
- در مناطق خشك فقط استفاده از يك سيكل تبريد گازي در اين سيستم جهت خنك كردن اتاقها پاسخگوي نياز ما نيست زيرا تازمانيكه سيستم در حال كار ميباشد رطوبت هوا نيزكاهش مي يابد. اين رطوبت درمجاورت كوييل اواپراتور با رسيدن به درجه حرارت نقطه شبنم تقطير مي گردد. در نتيجه حتما بايد از عمل رطوبت زني در اين مناطق استفاده كرد.
- دريچه هاي هواي ورودي و هواي برگشت در اتاقك مخلوط يا ميكسينگ بوكس باهم آميخته شده و بسمت فيلترها مي روند. با اين كار توانسته ايم از هواي تميز برگشتي از اتاق هم استفاده كنيم.
روش حل
فلوئنت بوسيله حل معادلات بقا جرم ، اندازه حرکت ، انرژي و اجزا شيميايي با استفاده از روش عددي حجم محدود , بر پايه مجزاسازي , اين مسايل را مدل سازي ميکند. معادلات حاکم براي شبکه منحني الخط منطبق بر مرز به صورت جبري در آورده شده است. براي اينکه حالتي کلي داشته باشيم ، از يک سيستم جابجا نشده(nonstaggered) براي ذخيره سرعت و فشار استفاده شده است. به عنوان مثال درون يابي از طريق first-order second-order upwind , power-low , و quick، انجام شده است و يا معادلات با استفاده از الگوريتم SIMPLE و SIMPLEC با تکرار خط به خط ماتريس حل، و روش شبکه چند بلوکي حل مي شود.
شرايط مرزي
فلوئنت براي حل مسايل متفاوت امکان تعريف شرايط مرزي گوناگوني را فراهم مي آورد که اهم آنها به قرار زير هستند:
ï تعريف جريان ورودي از طريق سرعت
ï تعريف جريان ورودي/خروجي از طريق اختلاف فشار، تعريف از طريق برون يابي و يا شرايط خروجي جريان توسعه يافته
ï ديوارهاي ثابت و يا متحرک/چرخان
ï ديوارهايي که جريان بر روي آن مي لغزد يا نمي لغزد
ï ديوارهاي هم دما يا با شار حرارتي مشخص يا شرايط انتقال حرارت جابجايي
ï جامد هادي
ï مرزهاي متناوب periodic) (
ï مرزهاي متقارن symmetry) (
ï مرزهاي تکراري cyclic) (
تحليل مدل توسط فلوئنت دو قسمت دارد. يکي مدلسازي هندسي و توليد شبکه توسط نرم افزارهاي پيش پردازشگر سازگار با آن از قبيل: PreBFC Geomesh, Gambit, و غيره و ديگري پردازشگر اصلي فلوئنت که ساختار اصلي برنامه است. بعد از توليد مدل هندسي و شبکه حل ، فلوئنت اين امکان را ميدهدکه مدل فيزيکي ، خواص مواد و سيال و شرايط مرزي را براي مساله تعريف کرده و نهايتا اقدام به حل نمود و سپس توسط امکانات گرافيکي نتايج را مشاهده و يا اينکه مدل را در فايل کيس (cas) و نتايج رادر فايل اطلاعات (dat) ذخيره نمود.
تابع تعريف شده بوسيله کاربر(UDF)
در مواردي که لازم است مقادير به صورت تابعي از مکان يا زمان بيان شود ، مانند شرايط مرزي ، خواص مواد و ... نرم افزار امکاناتي را فراهم کرده است تا بتوان با نوشتن توابع مربوطه ، آنها را در محل مورد نظر مورد استفاده قرار داد. زبان برنامه نويسي جهت نوشتن توابع زباني مخصوص به خود نرم افزار است که بايد با يک شيوه خاص و به کمک توابع مربوطه نوشته شود. اين امکانات با نام تابع تعريف شده بوسيله استفاده کننده يا UDF ( User Define Function ) در نرم افزار موجود مي باشد.
معادلات حاکم
طبقه بندي رفتار فيزيكي جريان سيال
قبل از بدست آوردن معادلات حاكم بر مساله مورد نظر ، توضيحات مختصري پيرامون دسته بندي معادلات ديفرانسيل حاكم بر جريانهاي سيال ارائه مي گردد.
ابتدا دو گروه اصلي از رفتارهاي فيزيكي سيال را جدا مي نماييم :
ï مسائل تعادل
ï مسائل نفوذ
ادامه دارد...